Category: سایر حوزه ها

مهارتش در تیراندازی تکفیری‌ها را به وحشت انداخته بود

اگر از تک تک مدافعان حرم بپرسی برای چه دل از خانه و کاشانه کندید و برای جهاد به سوریه و عراق رفتید، حرفشان این است که: نکند عاشورایی دیگر تکرار شود؛ نکند خیمه‌ها باز به آتش کشیده شود، نکند جسارتی به حریم اهل بیت(ع) صورت بگیرد، گویا ندای «هل من ناصر ینصرونی امام حسین(ع)» می‌آید؛ باز مظلومیت تاریخ اهل بیت (ع) تکرار می‌شود. اما حالا هستند جوانانی که پشت امام خود را خالی نگذارند و با همه هستی‌شان به مصاف دشمن بروند. خوشا به سعادتتان که در راه دفاع از حرم بانوی مقاومت حضرت زینب کبری خلعت شهادت پوشیدید و کلنا عباسک یا زینب سر دادید. این بار که دفتر شهید مدافع حرم دیگری را گشودیم، ‌با بانویی به گفت‌وگو نشستیم که عاشق لباس پاسداری همسرش شد و پا‌به‌پای همسرش در جهادی خاموش شرکت جست. بانو «مریم بیگ دلی» همسر شهید مدافع حرم سرهنگ «ستار اورنگ» در گفت و گو با ما از زندگی خود و همسر شهیدش می‌گوید.

همسری یک شهید مدافع حرم چطور نصیبتان شد؟

شهید اهل روستای نقاره‌خانه یاسوج بود و من اهل نورآباد فارس؛ منتها برادرم در جنگ تحمیلی همرزم ستار بود و بعد‌ها در سپاه با هم همکار بودند. برادرم هم واسطه ازدواجمان شد. همسرم متولد ۱۳۴۱ بود و من متولد ۱۳۵۴ هستم. اواخر سال ۶۷ بود من منزل برادرم بودم که آقای اورنگ با لباس پاسداری به خواستگاری‌ام آمد. با همان لباس پاسداری بود که مجذوبش شدم. در آشنایی‌های اولیه متوجه شدم که ایشان هنوز دوران متوسطه را تمام نکرده بود که به جبهه می‌رود و هشت سال جنگ تحمیلی را در جبهه‌ها حضور می‌یابد. به هرحال با هم ازدواج کردیم و ابتدای زندگی‌مان در یاسوج بودیم. همسرم پاسدار بود و من با علم به اینکه شغلش سخت است با او ازدواج کردم. از سال ۸۰ هم ستار به دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین(ع) منتقل شد.

همسر شما در چه فضایی تربیت شد که در مسیر انقلاب اسلامی قرار گرفت؟ شما چطور همراه ایشان در این مسیر بودید؟

خانواده‌شان خیلی باایمان بودند. پدرشان از محرومین دستگیری می‌کرد. ستار در فضای روستا بزرگ شده بود و درد مستضعفان را درک می‌کرد؛ پدر خودم هم در جبهه حضور داشت. برادرم هم پاسدار و همرزم شهید اورنگ در هشت سال جنگ تحمیلی بود.

بعد از آن همه حضور در جبهه‌های جنگ وقتی که بحث سوریه پیش آمد چطور با رفتنش موافقت کردید؟

بعد از اتمام جنگ تحمیلی همان روحیه شهادت‌طلبی هنوز در همسرم مانده بود. این اواخر که طرفداران اسلام امریکایی به سوریه و عراق هجوم آوردند و دشمنی آشکارشان را با اسلام ناب محمدی به راه انداختند، همسرم مدام برای دفاع از حرم اهل بیت پیامبر اسلام(ص) بی‌تابی می‌کرد. خیلی دوست داشت به سوریه برود با وجود اینکه سال قبلش بازنشسته شد، ولی دوباره دعوت به کار شد. برای اینکه به سوریه اعزام شود یک سال پیگیری کرد. بعضی وقت‌ها می‌گفت اگر من نروم کی باید برود؟ باید ما به سوریه برویم و از حرم حضرت زینب( س) دفاع کنیم. به خاطر تأکید مقام معظم رهبری مبنی بر حفظ جبهه مقاومت اسلامی، می‌گفت روز عاشورا ما نبودیم که یاریگر امام حسین و اهل بیتش باشیم ولی الان هستیم. این طور شد که من هم راضی به رفتنش شدم.

چند فرزند از شهید به یادگار دارید؟

چهار فرزند دارم. سه پسر و یک دختر؛ پسر آخرم ۱۱ ساله است و خیلی به پدرش وابسته بود. الان که تقریباً به اربعین شهید نزدیک می‌شویم، چند بار از اضطراب شدید تب کرد و بستری شد؛ همسرم به پسر کوچکم خیلی علاقه داشت. سوریه که بود زنگ می‌زد و می‌گفت مواظب محمد باشید مریض نشود. از نظر من به ایشان الهام شده بود شهید می‌شود با توجه به روحیه شهادت‌طلبی همیشه حرف از شهادت می‌زد. لباس پاسداری را خیلی دوست داشت. مدام سرکار و مأموریت بود و در لباس پاسداری به کشور خدمت می‌کرد.

توصیف شما از همسرتان و خصوصیات اخلاقی‌اش چیست؟

همسرم به رهبر معظم انقلاب علاقه خاصی داشت و عاشق ولایت بود. خدمت به مردم از صفات بارز ایشان بود. هر کسی که به شهید اورنگ برای حل مشکلات مراجعه می‌کرد هر طوری بود از هر طریقی باید آن مشکل حل می‌شد و دست بردار نبود. شب‌هایی که به منزل می‌آمد از ساعتی که می‌رسید، تلفن زنگ می‌خورد و تا وقت استراحتش به مشکلات مردم رسیدگی می‌کرد.

در خانه و با خانواده چطور بود؟

اخلاق و رفتارش در منزل عالی بود. بسیار خوش اخلاق، خوشرو و خوش‌صحبت بود. تمام صفات خوب را داشتند. تمام خصوصیات ایشان بارز است؛ صداقت، اخلاص، گذشت، دلسوزی و خدمت به خلق.

شهید اورنگ را در یک جمله تعریف کنید؟

بسیار مهربان و دلسوز و باگذشت بود؛ بین مردم و اقوام حلال مشکلات بود. چند نفر از اقوام نزدیک بود زندگی‌شان به طلاق منجر شود ایشان واسطه شد تا به زندگی‌‌شان برگشتند.

گویا ایشان غیر از سوریه برای دفاع از حرم امام حسین(ع) به عراق هم اعزام شده بود؟

بله، شهریورامسال ۲۵ روز در عراق بود. اربعین امسال هم به عنوان خادم به عراق رفت که دو ماه بعد به سوریه اعزام شد.

این همه نبودن‌های ایشان آزرده‌تان نمی‌کرد؟

من به مأموریت‌های همسرم عادت کرده بودم. تمام سال‌هایی که با ایشان زندگی کردم خیلی وقت‌ها در مأموریت بود. این اواخر که در عراق و سوریه بود من به امید اینکه برمی‌گردد منتظر می‌ماندم. از زمان خداحافظی تا روز قبل از شهادت مدام با ما در تماس بود. آخرین تماسش غروب پنج‌شنبه موقع اذان بود.

نکته‌ای در تربیت فرزندان بود که مثل یادگاری از شهید نقل کنید؟

ستار شرکت در نماز جماعت را خیلی تأکید می‌کرد. حتی در منزل نماز جماعت برگزار می‌کرد. ماه رمضان به مسجد می‌رفتیم و الان که فکر می‌کنم می‌گویم امسال که نیست چقدر سخت است بدون او به مسجد بروم.

تا به حال شده بود درباره شهادتش حرفی بزند؟

همسرم با اینکه از سپاه بازنشسته شده بود اما ما صاحبخانه نشده بودیم و در منزل سازمانی زندگی می‌کردیم. یک ماه قبل از اینکه به سوریه برود، می‌خواستیم بعد از سال‌ها خانه بخریم و صاحب خانه مستقل بشویم. قرار هم بود خانه‌ای را انتخاب کنیم تا بعد از اینکه ستار از سوریه برگشت، ساکن شویم. برای دیدن و انتخاب واحدمان رفتیم وقتی وارد منزل شدیم همسرم می‌گفت کابینت‌ها را چطوری بزنیم. بعد به من گفت اگر شهید شدم این قسمت خانه را چه کار کنید و همین طور توضیح می‌داد. من گفتم ان‌شاء‌الله با هم به این خانه می‌رویم، اما ایشان با علم به اینکه شهید می‌شود، باز گفت بعد از اینکه شهید شدم شما خانه را چطور بچینید.

راجع به سختی‌های سوریه حرفی نمی‌زد؟

در یک مقطعی شش روز به من زنگ نزده بود. خودم را به حضرت زینب(س) سپردم تا آرام بشوم. گاهی ایشان جایی بود که نمی‌توانست زنگ بزند. روحیه زمان جنگ را داشت و وظیفه‌اش را به خوبی می‌خواست انجام بدهد. آن طوری که رضایت خدا هم در آن باشد. وقتی که زنگ می‌زدم، از وضعیت آنجا می‌پرسیدم. می‌گفت: بد نیست. یکبار صدایش نامفهوم بود، ‌پرسیدم داری چیزی می‌خوری؟ گفت نه خانم. اینجا هوا خیلی سرد است. با چفیه دهانم را بسته‌ام. ستار لوزه‌اش را قبلاً عمل کرده بود. به خاطر سرما گلویشان ورم می‌کرد و اذیت می‌شد.

چطور با شهادتش روبه‌رو شدید؟

خیلی سخت است اما افتخار می‌کنم که همسرم شهید شد. ا‌گر مرگش به غیر از شهادت بود، تحملش خیلی برایم سخت‌تر می‌شد. شهید اورنگ سرمایه‌‌ای برای همه بود. از همه دستگیری می‌کرد. فی سبیل الله و گمنام به مردم خدمت می‌کرد و من که همسرش بودم از کارهای خیرش خیلی خبر نداشتم. می‌خواست کارهایش طوری باشد که گمنام باشد. ستار به حضرت علی اصغر(ع) خیلی علاقه داشت. با کار زیادی که داشت در تمام مراسم مذهبی شرکت می‌کرد. محرم و صفر اگر هیئتی مراسمش تمام می‌شد به هیئت دیگر می‌رفت.

شنیده‌ایم همسرتان از دست رهبر معظم انقلاب تقدیرنامه دریافت کرده بودند؟

بله، شهید ستار اورنگ فرمانده تیپ دانشجویی و معاون آموزشی دانشگاه علوم پایه دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین(ع) بود که سال ۹۲ به عنوان فرمانده نمونه تیپ دانشجویی از رهبر انقلاب تقدیرنامه گرفت. در استان کهگیلویه و بویراحمد مقام اول شهید مدافع حرم را دارد که باعث افتخار است.

نحوه شهادتش چطور بود؟

۷ دی ماه به سوریه رفت و ۱۶ بهمن عصر روز جمعه به شهادت رسید. گویا از لحظه‌ای که رفتند سوریه تکفیری‌ها به دنبالش بودند. او فرمانده و مربی تیراندازی ماهری بود. بنابراین دشمن از او خیلی می‌ترسید. به ستار می‌گفتم مواظب باش شناسایی نشوی. بعد از آزادی نبل و الزهرا، روز چهارشنبه‌ بود که زنگ زد و گفت خانم دیدید نبل و الزهرا آزاد شدند. می‌گفت آزادی این دو شهر دل آقا را شاد کرده است. عاشق حضرت آقا بود. حتی در عکس‌هایی که از کربلا فرستاد تصویر آقا دست ستار است. خوشحالی ستار از پشت تلفن من را هم خوشحال کرد و به او تبریک گفتم. روز بعدش پنج شنبه غروب تماس گرفت و این آخرین خداحافظی بود. روز بعدش عصر جمعه در منطقه حلب به شهادت رسید. برای اعلام خبر شهادتش ابتدا به ما گفتند برادر شوهرم مریض شده و باید به یاسوج برویم. وقتی به یاسوج رفتیم پسرم گفت من عمو را دیدم که سالم بود. بعد یکی از خانم‌های اقوام گفت آقای اورنگ به شهادت رسیده است. ستار ۱۶ بهمن به شهادت رسید و دوشنبه ۱۹بهمن در روستای نقارخانه یاسوج کنار مزار پدر و مادرشان دفن شدند.

ما را مهمان خاطره‌ای از شهید اورنگ کنید.

زمانی که با ایشان آشنا شدم برای اولین بار با لباس پاسداری به خواستگاری‌ام آمدند و من هم چون برادرم پاسدار بود و پدرم در جبهه حضور داشت، لباس پاسداری را دوست داشتم. ستار وقتی آمد خبر نداشتم برای خواستگاری آمده‌است. خیلی کمرو بود. سرش پایین بود و نگاه نمی‌کرد. آخرین باری هم که ایشان را دیدم با لباس پاسداری بود که برای خداحافظی و اعزام به سوریه به منزل آمده بود. گفتم به به با این لباس آمدی؛ اولین و آخرین باری که دیدمشان با لباس پاسداری بود. به نظرم این خاطره شیرینی است برای من که عاشق لباس پاسداری‌ام.

گویا برادر شما که همرزم همسرتان بود نیز در مأموریت از دنیا رفته‌اند؟

بله، برادرم حمزه بیگ دلی پاسدار دانشگاه تربیت پاسداری امام حسین(ع) بودند که سال ۸۰ در سقوط هواپیمای تهران به خرم آباد در حین مأموریت از دنیا رفت. برادرم از همسرم گمنام‌تر است.

و سخن پایانی

از روزی که همسرم شهید شد از خدا می‌خواهم راهش را ادامه دهیم تا خون شهدا پایمال نشود. از امام زمان(عج) کمک گرفتم فرزندانم را طوری تربیت کنم که همسرم دوست داشت. برای ما نبودنش خیلی سخت است. خیلی دلتنگش می‌شویم اما شهید اورنگ هزاران اورنگ تربیت کرد. ایشان مربی تیراندازی بود. در سوریه فرمانده و تک‌تیرانداز بود. بعد از بازنشستگی دوباره ایشان را فرمانده آموزش گذاشتند. همسرم هشت سال زمان جنگ در جبهه حضور داشت و شهید نشد. خدا خواست مرگ ایشان را شهادت در راه حفظ حرم حضرت زینب(س) و حضرت رقیه(س) قرار دهد و سرباز حضرت زینب باشد.

 

بررسی نقش زنان در انقلاب اسلامی و دفاع مقدس

جلسه مشترک مدیرعامل موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس و مسئول بسیج جامعه زنان کشور با هدف ایجاد و انعکاس نقش مبارزاتی و دفاعی زنان در حوزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس برگزار شد.

به گزارش ایثارخبر” ، در این جلسه علی‌اصغر جعفری، مدیر عامل موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، بیان کرد: زنان در دوران مبارزه با رژیم ستمشاهی و به ثمر رسیدن انقلاب شکوهمند اسلامی و دوران دفاع مقدس، نقش بی‌بدیل و ممتازی داشته‌اند. لذا به تصویر کشیدن و تبیین نقش این قشر برای مخاطبان موزه ضروری است.
وی با بیان ضرورت تشکیل کارگروه مشترکی در این خصوص گفت: در ابتدا باید بر اساس تحقیقات و پژوهش‌های تاریخی و علمی نقاط عطف و ممتاز نقش زنان را در انقلاب اسلامی و دفاع مقدس احصاء و سپس با بهره گیری از ظرفیت های هنری و هنرمندان شاخص نسبت به مفهوم سازی آن اقدام شود.  نمادسازی و معرفی بانوان شهید و ایثارگر، پشتیبانی و کمک به شکل‌گیری باشگاه دختران جوان و ساخت سردیس بانوان شهید از جمله برنامه‌های موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس در این راستا خواهد بود.

در بخش دیگر این جلسه، دکتر مینو اصلانی مسئول بسیج جامعه زنان کشور، ضمن بیان اقدامات صورت گرفته توسط بسیج جامعه زنان کشور آمادگی اهدای آن را به موزه انقلاب اسلامی ودفاع مقدس اعلام و بیان  کرد: تمامی تجربیات، آثار و فعالیت های پژوهشی و دیگر فعالیت های صورت گرفته در حوزه بسیج جامعه زنان، برای تکمیل بخش زنان موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس در اختیار موزه قرار خواهد گرفت

پیام تسلیت ظریف در پی شهادت یکی از دیپلمات های کشورمان

وزیر امور خارجه کشورمان، در پیامی شهادت دیپلمات جانباز حمید رضا محمدیان را تسلیت گفت.

 به گزارش ایثارخبر” ، متن پیام محمد جواد ظریف به شرح زیر است :

بسم الله الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

مِّنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ ۖ فَمِنْهُم مَّن قَضَیٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ ۖ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا

عروج ملکوتی همکار جانباز حمیدرضا محمدیان را به خانواده  و دوستان ایشان و کلیه همکاران در وزارت امور خارجه تسلیت می گویم.

اینجانب یاد و خاطره جانباز شهید محمدیان که سال ها درد و رنج جراحت و جانبازی در راه اسلام و ایران را به جان خرید و سرانجام با صلابت و عاقبت به خیری به دیدار معبود و برادان شهیدش شتافت گرامی داشته و برای وی علو درجات در کنار اولیاء و مجاهدان فی سبیل الله مسئلت می نمایم.

به گزارش ایسنا ،حمید رضا محمدیان دیپلمات جانباز سفارت جمهوری اسلامی ایران در برلین بعد از ماه‌ها تحمل درد و رنج به یاران شهیدش پیوست. قرار است پیکر او امروز در مسجد امام رضای برلین با حضور تنی چند از همکاران و ایرانیان مقیم برلین تشییع و برای خاکسپاری به میهن اسلامی مان منتقل می‌شود.

افتتاح ۱۰ مرکز فرهنگی دفاع مقدس همزمان با دهه فجر در کشور

رییس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس کشور با اشاره به ضرورت زنده نگه یادو خاطره شهدا، گفت: در دهه فجر امسال ۱۰ مرکز فرهنگی دفاه مقدس در کشور افتتاح می‌شود.

به گزارش ایثارخبر”منطقه یزد، سردار «بهمن کارگر» در جریان سفر خود به استان یزد با حضور در  نشست شورای هماهنگی حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استان یزد، با اشاره به این‌که استان یزد استحقاق مرکز بهتر و بزرگتر از این را دارد، اظهار کرد: یزدی‌ها هم در زمان انقلاب، هم دفاع مقدس و هم دفاع از حرم پیشقدم بودند.

وی افزود: در قمستی از این مرکز یک شهید گمنام در نظر گرفته شده است که امیدواریم با برنامه‌ریزی‌هایی که صورت گرفته، بزودی پیکر مطهر این شهید عزیز به استان منتقل می‌شود.

رییس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس کشور با بیان این که در مصوبه‌ای که توسط مقام معظم رهبری صورت گرفت قرار شد تا در هر استانی یک مرکز فرهنگی یا موزه دفاع مقدس داشته باشیم.

این مقام مسئول در ادامه با بیان این‌که در دهه فجر امسال ۱۰مرکز فرهنگی دفاع مقدس در ۱۰استان افتتاح می شود، گفت: این مراکز فرهنگی در استان‌های یزد، اصفهان، فارس، مازندران، سمنان، سیستان و بلوچستان، آذربایجان‌غربی، آذربایجان شرقی، دزفول و کرمانشاه به طور همزمان به دست رئیس جمهور و رئیس کل ستاد کل نیروهای مسلح افتتاح شود.

کارگر با اشاره به این‌که دفاع مقدس به تمام گروه‌ها و جناح تعلق دارد، اظهار کرد: بازدیدکنندگان این مرکز فرهنگی، عموم مردم هستند و باید آنها را در این مرکز با مسائل انقلاب و دفاع مقدس آشنا کرد.

وی در پایان با تاکید بر این‌که مرکز فرهنگی دفاع مقدس باید جایگاهی امن برای جوانان، خانواده‌های شهداء و بسیجیان باشد، خاطرنشان کرد: در این مجموعه باید جایگاهی برای شهدای مدافع حرم نیز اختصاص داده شود

حماسه‌آفرینی‌های دریادلان به دانش‌آموزان روایت می‌شود

مسئول اردویی راهیان نور و گردشگری سپاه امام سجاد (ع) استان هرمزگان از آغاز اعزام کاروان‌های راهیان نور جنوب و دریایی در این استان خبر داد.

رسول جهانداری در گفت‌وگو با ایثارخبر” با اعلام این خبر توضیح داد: سفر دانش‌آموزان استان هرمزگان به مناطق عملیاتی جنوب و دریایی از روز شنبه چهارم آبان‌ماه آغاز شده است. پیش‌بینی می‌شود در این مرحله از اعزام‌ها ۵۰۰۰ دانش‌آموز دختر به مناطق عملیاتی جنوب بروند.

وی گفت: همچنین ۴۵۰۰ دانش‌آموز پسر نیز در اردوهای راهیان نور دریایی حضور خواهند داشت. این اعزام‌ها تا پیش از آغاز امتحانات نیمه اول ادامه دارد. مرحله دوم اعزام‌ها نیز پس از برگزاری امتحان دانش آموزان انجام خواهد شد.منبع:ایسنا

تاکید بر معرفی نقش نیروی انتظامی در دفاع مقدس

در جلسه مشترک مدیرعامل موزه انقلاب اسلامی و دفاع‌مقدس و مدیرکل اسناد و موزه نیروی انتظامی بر تعامل بیشتر برای بیان نقش نیروی انتظامی در دوران دفاع مقدس تاکید شد.

به گزارش ایثارخبر”،پنجمین دوره مسابقات اسوه حسنه؛ با حضور۱۷ مدرسه از مجموعه مدارس سلام و در ۲۶ رشته و با محورهای علوم و معارف قرآنی ، هنرهای ادبی، هنرهای دیجیتالی،هنرهای تجسمی،هنرهای آوایی و هنرهای نمایشی و در دو بخش برادران و خواهران  روزهای پنجشنبه و جمعه ۹ و ۱۰ آذر ماه  در موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس برگزار شد.
مراسم اختتامیه جشنواره اسوه حسنه اواخر آذرماه در تالار خلیج فارس موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس برگزار می‌شود و از برگزیدگان تقدیر خواهد شد.

منبع:ایسنا

«محمود جیقیل» و «فرشید خال» به روایت یک خبرنگار جنگ

 

این دو برای آنکه نوارهای کاست‌شان را بفروشند کارهای جلف‌ انجام می‌دادند تا اینکه یک روز رفتیم گزارش‌اش را به برادرش دادیم که او دارد آبروی محله ما را می‌برد و باید او را جمع‌اش کنید.

اسدالله مشایخی از خبرنگاران و رزمندگان دوران دفاع‌مقدس که در شب خاطره انجمن روزنامه‌نگاران دفاع مقدس سخن می‌گفت بیان کرد: خاطراتی که می‌خواهم برای شما بیان کنم به سال ۵۷ و اوایل ۵۸ و پس از آن به دوران بعد از جنگ باز می‌گردد. یادم می‌آید در آن سال‌ها در خیابان ولیعصر دکه‌هایی ایجاد شده بود. برخی از این دکه‌ها در پیاده‌روی ضلع غربی خیابان ولیعصر بودند. آن زمان ما در محله پیروزی زندگی می‌کردیم و دو تا از هم محلی‌های ما نیز در خیابان ولیعصر دکه داشتند و نوار کاست می‌فروختند. اسم یکی از آن‌ها «محمود جیقیل» و دیگری «فرشید خال» بود. آن‌ها با یکدیگر همکار بودند و دکه‌شان نزدیک سینما آفریقا بود.

این دو برای آنکه نوارهای کاست‌شان را بفروشند کارهای جلف‌ انجام می‌دادند تا اینکه یک روز رفتیم گزارش‌اش را به برادرش دادیم که او دارد آبروی محله ما را می‌برد و باید او را جمع‌اش کنید.

اسدالله مشایخی از خبرنگاران و رزمندگان دوران دفاع‌مقدس که در شب خاطره انجمن روزنامه‌نگاران دفاع مقدس سخن می‌گفت بیان کرد: خاطراتی که می‌خواهم برای شما بیان کنم به سال ۵۷ و اوایل ۵۸ و پس از آن به دوران بعد از جنگ باز می‌گردد. یادم می‌آید در آن سال‌ها در خیابان ولیعصر دکه‌هایی ایجاد شده بود. برخی از این دکه‌ها در پیاده‌روی ضلع غربی خیابان ولیعصر بودند. آن زمان ما در محله پیروزی زندگی می‌کردیم و دو تا از هم محلی‌های ما نیز در خیابان ولیعصر دکه داشتند و نوار کاست می‌فروختند. اسم یکی از آن‌ها «محمود جیقیل» و دیگری «فرشید خال» بود. آن‌ها با یکدیگر همکار بودند و دکه‌شان نزدیک سینما آفریقا بود.

این دو برای آنکه نوارهای کاست‌شان را بفروشند  جلف‌بازی می‌کردند تا اینکه یک روز رفتیم گزارش‌اش را به برادرش دادیم که او دارد آبروی محله ما را می‌برد و باید او را جمع‌اش کنید. گذشت تا اینکه من در سال ۶۳ سر از روزنامه کیهان درآوردم و در آن زمان قرعه به نام من افتاد و در عملیات‌های متعددی با عنوان خبرنگار حضور پیدا می‌کردم. جنگ در جریان بود. یادم می‌آید که برای تهیه گزارش از عملیات کربلای ۵ به کانال ماهی رفته بودیم. دشمن در این منطقه بسیار بمب و آتش می‌انداخت و شرایط به گونه‌ای شده بود که به اصطلاح، من «کُپ» (ترسیده بودم) کرده بودم.در آن کانال نشسته بودم که دیدم یکی می‌آید و می‌رود و دستور هم می‌دهد. نگاه کردم و متوجه شدم که قیافه‌اش آشنا است، او محمود جیقیل بود.

محمود فرمانده یک گروهان بود و انقلاب سرتاپای او را تغییر داده بود. چون مدت زیادی در منطقه بود می‌خواست نیروهایش را به عقب ببرد برای همین از او تقاضا کردم که من را هم به عقب ببرد چون آموزشی ندیده بودم و هیچ کاری از من در زمینه نظامی برنمی‌آمد. از سوی دیگر من محمود را یک سوژه می‌دیدم تا اینکه کامیون آمد و سوار آن شدیم و به پشت خط آمدیم. آن شب با محمود بودم. در اهواز ماندم. محمود از ما خواسته بود که به سمت پتروشیمی برویم تا پس از آن به یکدیگر بپیوندیم. من به آنجا رفتم و شب بعدش خبر شهادت محمود را به من دادند.

جنگ تمام شد و با دفتر پایداری و آقایان مرتضی سرهنگی و سعید علامیان همکار شدیم. من ماجرای محمود جیقیل را گزارش قصه کردم. اما چاپ نشد. گفتند که قهرمان این قصه سیگار کشیده و اولش جلف بوده. متأسفانه افرادی این مسئله را عنوان کردند که خودشان در جنگ هم حضور داشتند. من تاکنون نپذیرفتم که کتاب به چاپ برسد چون می‌خواهم همان طور که هستند قهرمان داستان باقی بمانند.

ما در جنگ افرادی مانند مهدی گرگان‌زاده داشتیم که در دوران نوجوانی سر کوچه می‌نشستند. او عاشق دختر همسایه شده بود. اما به جنگ آمد و در وصیت‌نامه‌اش نوشته بود: «نمی‌خواهم جنازه‌ام برگردد دوست دارم خوراک پرنده‌ها شود.» او در عملیات کربلای ۴ به شهادت رسید. چون عراقی‌ها به نقطه شهادت او اشراف داشتند همرزمانش نمی‌توانستند پیکرش را باز گردانند. از دور می‌دیدند که هنوز سر به پیکر دارد اما بعد از آنکه نزدیکش رفته بودند متوجه شدند که گردنش قطع شده است و آن سیاهی‌ها پشه و مگس‌هایی بودند که روی پیکرش نشسته بودند.

فرشید خال و محمود جیقیل پس از اینکه انقلاب شد توسط آقایی به نام آشوری که در کنار آن‌ها کتاب‌فروشی می‌کرد متحول شده بودند. آقای آشوری دوست من نیز بود.

برای من سوال بود که فرشید چگونه به این مرحله رسیده بود.نام فامیلی فرشید،  «عظیمی» بود. من توانستم خانواده او را پیدا کنم. در یکی از روستاهای ابهر زندگی می‌کردند. هنگامی که وارد خانه آن‌ها شدم تصور می‌کردم که امامزاده است چرا که پر از عکس‌های انقلابی و مذهبی بود. تعجب می‌کردم که چگونه فرشید آنگونه بار آمده است. تا اینکه متوجه شدم پدربزرگش از جا مانده‌های نهضت مشروطه است. دلیل جلف‌بازی‌های فرشید را از پدرش پرسیدم. او گفت: «ما او را رها کرده بودیم اما می‌دانستم که فرشید از من است و باز می‌گردد.»

این دو برای آنکه نوارهای کاست‌شان را بفروشند  جلف‌بازی می‌کردند تا اینکه یک روز رفتیم گزارش‌اش را به برادرش دادیم که او دارد آبروی محله ما را می‌برد و باید او را جمع‌اش کنید. گذشت تا اینکه من در سال ۶۳ سر از روزنامه کیهان درآوردم و در آن زمان قرعه به نام من افتاد و در عملیات‌های متعددی با عنوان خبرنگار حضور پیدا می‌کردم. جنگ در جریان بود. یادم می‌آید که برای تهیه گزارش از عملیات کربلای ۵ به کانال ماهی رفته بودیم. دشمن در این منطقه بسیار بمب و آتش می‌انداخت و شرایط به گونه‌ای شده بود که به اصطلاح، من «کُپ» (ترسیده بودم) کرده بودم.در آن کانال نشسته بودم که دیدم یکی می‌آید و می‌رود و دستور هم می‌دهد. نگاه کردم و متوجه شدم که قیافه‌اش آشنا است، او محمود جیقیل بود.

محمود فرمانده یک گروهان بود و انقلاب سرتاپای او را تغییر داده بود. چون مدت زیادی در منطقه بود می‌خواست نیروهایش را به عقب ببرد برای همین از او تقاضا کردم که من را هم به عقب ببرد چون آموزشی ندیده بودم و هیچ کاری از من در زمینه نظامی برنمی‌آمد. از سوی دیگر من محمود را یک سوژه می‌دیدم تا اینکه کامیون آمد و سوار آن شدیم و به پشت خط آمدیم. آن شب با محمود بودم. در اهواز ماندم. محمود از ما خواسته بود که به سمت پتروشیمی برویم تا پس از آن به یکدیگر بپیوندیم. من به آنجا رفتم و شب بعدش خبر شهادت محمود را به من دادند.

جنگ تمام شد و با دفتر پایداری و آقایان مرتضی سرهنگی و سعید علامیان همکار شدیم. من ماجرای محمود جیقیل را گزارش قصه کردم. اما چاپ نشد. گفتند که قهرمان این قصه سیگار کشیده و اولش جلف بوده. متأسفانه افرادی این مسئله را عنوان کردند که خودشان در جنگ هم حضور داشتند. من تاکنون نپذیرفتم که کتاب به چاپ برسد چون می‌خواهم همان طور که هستند قهرمان داستان باقی بمانند.

ما در جنگ افرادی مانند مهدی گرگان‌زاده داشتیم که در دوران نوجوانی سر کوچه می‌نشستند. او عاشق دختر همسایه شده بود. اما به جنگ آمد و در وصیت‌نامه‌اش نوشته بود: «نمی‌خواهم جنازه‌ام برگردد دوست دارم خوراک پرنده‌ها شود.» او در عملیات کربلای ۴ به شهادت رسید. چون عراقی‌ها به نقطه شهادت او اشراف داشتند همرزمانش نمی‌توانستند پیکرش را باز گردانند. از دور می‌دیدند که هنوز سر به پیکر دارد اما بعد از آنکه نزدیکش رفته بودند متوجه شدند که گردنش قطع شده است و آن سیاهی‌ها پشه و مگس‌هایی بودند که روی پیکرش نشسته بودند.

فرشید خال و محمود جیقیل پس از اینکه انقلاب شد توسط آقایی به نام آشوری که در کنار آن‌ها کتاب‌فروشی می‌کرد متحول شده بودند. آقای آشوری دوست من نیز بود.

برای من سوال بود که فرشید چگونه به این مرحله رسیده بود.نام فامیلی فرشید،  «عظیمی» بود. من توانستم خانواده او را پیدا کنم. در یکی از روستاهای ابهر زندگی می‌کردند. هنگامی که وارد خانه آن‌ها شدم تصور می‌کردم که امامزاده است چرا که پر از عکس‌های انقلابی و مذهبی بود. تعجب می‌کردم که چگونه فرشید آنگونه بار آمده است. تا اینکه متوجه شدم پدربزرگش از جا مانده‌های نهضت مشروطه است. دلیل جلف‌بازی‌های فرشید را از پدرش پرسیدم. او گفت: «ما او را رها کرده بودیم اما می‌دانستم که فرشید از من است و باز می‌گردد.»

منبع:ایسنا

بزرگداشت شهدای حوزه و دانشگاه

دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر مازندران گفت: مازندران ۱۲ شهید در راه امربه معروف و نهی از منکر دارد.

به گزارشایثارخبر خلیل صالحی با اشاره به هفته احیا امر به معروف و نهی از منکر در سال جاری اظهار کرد: بهره گیری از فضای معنوی و حماسی ایام محرم در جهت تبیین و ترویج فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر و قانون مصوب یکی از اهداف برنامه ها و فعالیت‌های دفاع مقدس است.۵۷۵۵۰۷۸۲

وی تبیین اهمیت جایگاه امران به معروف و ناهیان منکر در حفظ و ارتقا سلامت جامعه و ضرورت حمایت از آنان را از دیگر اهداف برشمرد.

صالحی تجلیل از خادمان برجسته امر به معروف و نهی از منکر و تقویت انگیزه و مسئولیت پذیری در مراحل اجرایی طرح ها برنامه و فعالیت ها و انجام تشویقات متناسب را هدف دیگر این ستاد عنوان کرد. بهره گیری حداکثری از گروه‌های اعزامی مبلغان و تجمعات مداحان اهل بیت (ع)، بهره‌گیری از رسانه از جمعی، محصولات فرهنگی و هنری و تبلیغی،  استفاده از نخبگان و اندیشمندان حوزه و دانشگاه به منظور تبیین معروف‌ها و منکرها و تقویت نگرش آحاد جامعه به امر  به معروف و نهی از منکر، اهداف برنامه‌ها و فعالیت‌های هفته احیا امر به معروف و نهی از منکر در سال ۹۶ است.

وی  انجام سخنرانی و برگزاری تجمع سراسری و بزرگداشت شهدای امر به معروف و دفاع مقدس زنگ امر به معروف و نهی از منکر، برپایی کرسی‌های آزاداندیشی، نشست‌های علمی بزرگداشت شهدای حوزه و دانشگاه،انجام فعالیت‌های فرهنگی تبلیغی و تقویت سازماندهی یاوران معروف و بزرگداشت شهدای ادارات،انجام فعالیت‌های فرهنگی تبلیغی جهت تعالی معنوی خانواده و بانوان و ترویج فرهنگ عفاف و حجاب و بزرگداشت بانوان شهیده، گردهمایی طلایه‌داران اصناف بزرگداشت شهدای اصناف، گردهمایی طلایه‌داران و اطلاع رسانی و تبیین قانون و ترویج فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر غبار روی مزار شهدا در سالن اهل بیت المقدس را از برنامه های این هفته عنوان کرد.

دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر مازندران تعداد شهدای امر به معروف و نهی از منکر در استان  را ۱۲ نفر عنوان کرد  که ۶ نفر آن متعلق به شهرستان ساری است و گفت: این شهادت‌ها در درگیری از دفاع از نوامیس و دفاع از عفاف و حجاب بوده است.

صالحی با بیان اینکه رسانه‌ها مسئولیت بیشتری در زمینه امر به معروف و نهی از منکر بر عهده دارند گفت:گروه امر به معروف و نهی از منکر که گروه طلایه‌داران هستند بیش از ۳۰۰۰ نفر بوده و حدود ۶۰۰۰  نفر هم داوطلب این امر هستند و تایید صلاحیت نیز شده‌اند و در نوبت به کارگیری هستند.

وی از برگزاری کلاس‌های آموزشی برای آمران معروف و ناهیان منکر در راستای خدمات و ارشاد هرچه بهتر به مردم خبر داد.

منبع:ایسنا

مرکز فرهنگی دفاع مقدس لرستان کی افتتاح می‌شود؟

پروژه‌های کلنگ خورده و در انتظار اعتبار یکی از میراث‌های مشکل‌دار استان لرستان است که برخی از آنها سالیان سال است که معطل اعتبار مانده و چشم انتظار بهره‌برداری هستند .۵۷۵۴۰۹۲۹

به گزارشایثارخبر، یکی از این پروژه‌ها که سال‌ها از کلنگ‌زنی آن می‌گذرد، مرکز فرهنگی دفاع مقدس لرستان بوده و در طی این سالیان در حصار وعده‌ها دست طلب از مسئولین برای جذب اعتبار دارد.

تکمیل باغ موزه دفاع مقدس مستلزم ۱۰ میلیارد تومان اعتبار است

سرهنگ دلارام، مدیر کل بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس لرستان درباره علل کندی احداث مرکز فرهنگی دفاع مقدس لرستان و روند کنونی ساخت این پروژه به خبرنگار ایسنا گفت: عملیات اجرایی مرکز فرهنگی دفاع مقدس لرستان سال ۱۳۸۹ در خرم‌آباد آغاز شد و سال ۹۰ با انتخاب پیمانکار اجرای پروژه شروع شد که به دلیل کمبود اعتبارات این طرح نیمه تمام باقی مانده است .

وی اظهار کرد: به دلیل تأخیر در پرداخت اعتبارات برای احداث مرکز فرهنگی دفاع مقدس لرستان روند ساخت آن در سال‌های گذشته متوقف شده بود .

دلارام با اشاره به اینکه مرکز فرهنگی دفاع مقدس لرستان با عنوان “باغ موزه دفاع مقدس” کلنگ‌زنی شد، اضافه کرد: تکمیل این پروژه نیازمند اعتبارات استانی است. ۱۰ میلیارد تومان برای ادامه کار نیاز است .

مدیرکل بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس لرستان خاطرنشان کرد: براساس مصوبه باید ۵۰ درصد هزینه ساخت این پروژه توسط استان و ۵۰ درصد نیز از ردیف اعتبارات بنیاد مرکز محقق شود .

وی افزود: مساحت سایت پروژه مرکز فرهنگی دفاع مقدس لرستان ۱۳۲ هزارمتر مربع است .

دلارام ادامه داد: این پروژه شامل میدان رزم، ساختمان اداری مرکز فرهنگی، حسینیه، فضاهای عملیاتی و رزمی، نمایشگاه، کتابخانه و… است .

افتتاح این پروژه منوط به تحقق اعتبار است

مدیرکل بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس لرستان افزود: در حال حاضر مرکز فرهنگی دفاع مقدس لرستان ۵۰ درصد پیشرفت فیزیکی دارد و اتمام این پروژه منوط به جذب اعتبار است .

وی گفت: در سال گذشته یک میلیارد تومان اعتبار به صورت ریالی و یک میلیارد تومان اقدامات اجرایی از سوی استانداری لرستان برای احداث این طرح پرداخت شد .

دلارام اظهار کرد: تاکنون شش میلیارد تومان برای احداث این پروژه هزینه شده است .

مدیرکل بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس لرستان یادآور شد: تاکنون فونداسیون، اسکلت، سقف‌ها، دیوارهای اطراف و دیوارهای داخلی این پروژه انجام شده است .

وی خاطر نشان کرد: برای نازک کاری،اسکلت باروها، نما، تأسیسات مکانیکی و برقی، انشعاب آب و برق، محوطه سازی اطراف و … به اعتبار نیاز است .

شروع عملیات ساخت این پروژه نباید به صورت کلی استارت زده می‌شد

محمد اصلانی، معاون هماهنگی امور عمرانی استانداری لرستان نیز در این باره گفت: در سال گذشته یک میلیارد تومان اعتبار به پروژه احداث مرکز فرهنگی و گردشگری دفاع مقدس استان تزریق شد .

وی اضافه کرد: بنیاد حفظ آثار استان باید تلاش کند و از اعتبارات مرکز برای این پروژه جذب کند .

اصلانی ادامه داد: شروع عملیات ساخت این پروژه نباید به صورت کلی استارت زده می‌شد .

معاون هماهنگی امور عمرانی استانداری لرستان خاطرنشان کرد: باید از همان ابتدای احداث مرکز فرهنگی و گردشگری دفاع مقدس استان، کار را به صورت فاز به فاز پیش می‌بردند و در پایان هر فاز قسمت تکمیل شده افتتاح می‌شد .

تخصیص اعتبار به احداث مرکز فرهنگی دفاع مقدس استان

وی یادآور شد: احداث این مرکز پروژه بزرگی است که نیازمند حمایت مالی است و امسال از محل اعتبارات عمرانی برای آن اعتباری درنظر خواهیم گرفت .

اصلانی افزود: پیشرفت این پروژه در سال گذشته نسبت به سال‌های اخیر خوب بود و امیدواریم امسال نیز با تزریق اعتبار لازم فازهای پیش‌بینی شده به خوبی پیش برود .

منبع ایسنا

پیام حجت‌الاسلام شهیدی در پی درگذشت پدر شهیدان «محمدزاده»

نماینده ولی فقیه، معاون رییس جمهور و رییس بنیاد شهید و امور ایثارگران با صدور پیامی درگذشت «حاج حسینجان محمدزاده» پدر شهیدان سرافراز «ابوالحسن، ابوالقاسم و هادی محمدزاده» را تسلیت گفت.۵۷۵۴۵۶۴۱

به گزارشایثارخبر”، متن پیام حجت‌الاسلام و المسلمین سید محمد علی شهیدی به شرح زیر است:

منبع:ایسنا