Category: بنیاد شهید

هرگونه اهانت به خانواده‌های شهدا پیگیری می‌شود

نماینده ولی فقیه، معاون رییس جمهور و رییس بنیاد شهید و امور ایثارگران ضمن محکوم کردن هرگونه اهانت به ساحت خانواده‌های شهدا و ایثارگران تأکید کرد که هر اهانتی به این عزیزان که ولی نعمتان جامعه اسلامی هستند را پیگیری می‌کند.

حجت‌الاسلام و المسلمین شهیدی روز سه شنبه ۱۱ اردیبهشت ماه در نشست دبیرخانه شورای عالی ترویج و توسعه فرهنگ ایثار و شهادت با تبریک فرا رسیدن میلاد منجی عالم بشریت حضرت مهدی قائم(عج) و گرامیداشت روز معلم و روز کارگر بر گسترش برنامه‌های ترویجی برای تقویت فرهنگ ایثار و شهادت تأکید کرد و گفت: پاسداشت و دفاع از جایگاه ایثارگران در جامعه اسلامی به عنوان الگو و اسوه‌های رفتاری، واجب و ضروری است و باید یادآوری کرد ایثارگران به عنوان سرمایه‌های اجتماعی در ۴ دهه از عمر با برکت جمهوری اسلامی حضوری فعال و ارزشمند داشته‌اند.
نماینده ولی فقیه در بنیاد با اشاره به بحران‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی در کشور گفت: خانواده معظم شهدا همواره یار و یاور مسئولان و در کنار آنها بوده‌اند و با استقامت و پایداری مثال‌زدنی خود نهال انقلاب را بارور ساختند و خوشبختانه آحاد مردم و مسئولان قدردان زحمات آنها بوده و حریم آنها را پاس می‌دارند.
رییس بنیاد شهید و امور ایثارگران افزود: تعظیم و تکریم خانواده‌های شهدا که تمام هستی خود را خالصانه تقدیم ایران اسلامی کردند از سوی همه جریان‌های سیاسی ضروری و مورد تأکید همه مسئولان است ضمن اینکه احترام کامل به این عزیزان به عنوان یکی از ارزش‌های انقلاب اسلامی از مطالبات آحاد ملت ایران بوده است.
وی با اشاره به فعالیت‌های بنیاد در تکریم ایثارگران تصریح کرد: بنیاد شهید و امور ایثارگران بر اساس وظایف ذاتی خود در سال‌های اخیر گام‌های اساسی برای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت و تکریم و سپاسگزاری از خانواده معظم شهدا و ایثارگران برداشته و برنامه‌ریزی و انجام ده‌ها هزار دیدار با این عزیزان گواهی بر این مدعا بوده است ضمن اینکه تأکیدات مقام معظم رهبری بر سپاسگزاری از خانواده‌های معظم شهدا و دیدارهای منظم رییس جمهور با این عزیزان در همین راستا انجام شده است.
حجت الاسلام و المسلمین شهیدی در پایان خاطرنشان کرد: بنیاد شهید و امور ایثارگران ضمن اجرای وظایف خود در ترویج فرهنگ ایثار و شهادت و خدمت‌رسانی به جامعه شاهد و ایثارگر حفظ حرمت و تکریم این عزیزان را واجب شمرده و هرگونه شائبه توهین و هتک حرمت این عزیزان را مجدانه بررسی و پیگیری می‌کند.

پیام تسلیت سازمان منع سلاح‌های شیمیایی به همسر شهید خوش لفظ

روابط عمومی سازمان منع سلاح های شیمیایی در نامه ای پیام تسلیت این سازمان را به همسر شهید خوش لفظ ابلاغ کرد.

به گزارش ایثارخبر”، در این نامه آمده است:

سرکار خانم خوش لفظ
با اندوهی فراوان از درگذشت همسر شما در روز ۲۹ آخر ماه در تهران آگاه شده‌ایم.
لطفا تسلیت صمیمانه ما را از سوی بخش روابط عمومی سازمان منع سلاح‌های شیمیایی پذیرا باشید. ما این اندوه بزرگ را عمیقاً درک می‌کنیم، یک حامی ایرانی مهم خلع سلاح شیمیایی و همچنین یک دوست دیگر در میان ما نیست.
در ماه اکتبر، سعادت میزبانی آقای خوش لفظ در دفتر مرکزی خود را داشتیم. او اهمیت وظیفه سازمان منع سلاح‌های شیمیایی در رسیدن به جهانی عاری از سلاح‌های شیمیایی را نیک می‌دانست و ما از صمیم قلب از او سپاسگزار بودیم؛ چرا که با وجود شرایط نامساعد سلامت خویش، به لاهه سفر کرد. او بسیار بخشنده بود. او وقت بسیاری را برای بیانات شیوا در خصوصی تجربیات وحشتناک خود در خصوص جنگ‌افزارهای شیمیایی و تلاش‌های مستمر خود برای مقابله با تأثیرات حاصل از این سلاح‌ها اختصاص داد.
خاطرات و بیانات آقای خوش لفظ برای همیشه به عنوان یک پیام قدرتمند در مقابل سلاح‌های شیمیایی باقی خواهد ماند و از خوش اقبالی ما بود که توانستیم ایشان را ملاقات کنیم.
در این زمان سخت قلب‌های ما با شما خواهد بود. همدردی عمیق ما را پذیرا باشید.
ما گلاس النا اسپالینسکا ۔ سرپرست بخش روابط عمومی سازمان منع سلاح‌های شیمیایی.منبع:ایسنا

سالروز اجرای عملیات «کربلای ۴» دخالت جاسوسان آمریکایی در عملیات «کربلای۴»

تحولات صحنه نبرد پس از پیروزی «فاو» و اقدامات نظامی دشمن که به طور گسترده و همه جانبه صورت گرفت، فرماندهان سپاه را با وضعیت جدیدی مواجه کرد. جنگ شهرها در سطح گسترده، حمله به مراکز اقتصادی، صنعتی و نفتی فشار فوق‌العاده‌ای را بر کشور وارد ساخت. به ویژه، کاهش بسیار زیاد قیمت نفت تا مرز ۵.۵ دلار در هر بشکه موجب تشدید این فشارها شد.

به گزارش ایثارخبر”، همراه با این فشارها، تحرک جدید دشمن در عرصه زمینی که پس از اشغال اراضی کشور در آغاز جنگ، برای اولین بار صورت می‌گرفت، جبهه خودی را تحت فشار قرار داده بود. در چنین شرایطی علاوه بر مقابله با حملات عراق به خط‌های پدافندی در طول مرز، آماده شدن برای حمله بزرگ بعدی، مسئولیت دیگری بود که می‌بایست به آن جامه عمل بپوشاند.

تصرف منطقه استراتژیک فاو و جداسازی بخش جنوبی سرزمین عراق از این کشور اقتضا می‌کرد که مناطق مهمی چون بصره و ام‌القصر نیز مورد توجه قرار گیرد و به نظر می‌رسید توقف در این منطقه و عدم توسعه وضعیت، به زیان نیروهای خودی باشد. زیرا منطقه عملیات فاو به لحاظ وسعتی که داشت از این قابلیت برخوردار بود که سلسله عملیات بعدی در همین مکان انجام شود.

دلایل انتخاب منطقه

پس از پیروزی فاو که باعث به هم خوردن موازنه نظامی به نفع ایران شد، لازم بود در اقدامی دیگر که از اهمیت ویژه و هدف استراتژیک برخوردار باشد، سرنوشت جنگ به نقطه نهایی رهنمون شود. برای این منظور، منطقه جدید می‌بایست از شرایطی برخوردار می‌بود که هدف‌های مورد نظر تحقق می‌یافت.

منطقه عمومی بصره در جنوب، مهم‌ترین مناطقی بودند که از تابستان سال۱۳۶۱ همواره برای عملیات‌های بزرگ و سرنوشت‌ساز مورد توجه فرماندهان بودند و عملیات‌های متعددی در این جبهه‌ها انجام شده بود:

شرق بصره (عملیات رمضان)، هورالهویزه

(عملیات خیبر و بدر) و فاو (عملیات والفجر ۸) مناطقی بودند که طی سال‌های ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۴ عرصه نبرد میان رزمندگان اسلام و دشمن بودند. تنها منطقه‌ای که در آن، عملیاتی صورت نگرفت، منطقه «ابوالخصیب»، جزیره مینو و بخشی از زمین شلمچه بود که در میان هدف‌های مطرح در اطراف بصره، به دلیل نزدیکی به شهر، مهم‌تر از بقیه بودند. به همین دلیل، استحکامات، آرایش سلاح و یگان‌های دشمن نیز در این منطقه (با تأکید بر شلمچه) بیشتر از سایر مناطق عملیاتی بود. و همین موضوع موجب شد که طی چهار سال پس از عملیات رمضان، فرماندهان نظامی توجه جدی به این منطقه کنند.

افزون بر این، اهمیت شهر بصره که هدف اصلی استراتژی نظامی جمهوری اسلامی پس از فتح خرمشهر به شمار می‌رفت، مهم‌ترین عامل در انتخاب این زمین برای عملیات کربلای ۴ بود.

از دیگر ویژگی‌هایی که باعث انتخاب این منطقه برای عملیات شد، عوارض موجود در زمین غرب اروند در منطقه ابوالخصیب بود، زیرا وجود نهرها، نخلستان‌ها و کانال‌های کشاورزی و نیز عدم وجود استحکامات در منطقه پتروشیمی تا بصره، این منطقه را قابل تصرف و پدافند کرده بود. همچنین به دلیل آن که دو جناح منطقه عملیاتی، از شمال به آب‌گرفتگی شلمچه و کانال ماهی‌گیری و از جنوب به خور «زبیر» و زمین‌های باتلاقی اطراف آن محدود شده بود، قدرت تحرک دشمن ضعیف برآورد می‌شد.

مزیت دیگر منطقه عملیاتی، واگذاری مسئولیت حفاظت و اداره آن به سپاه‌های سوم و هفتم عراق بود.

این مسئله با توجه به مانور عملیات که نفوذ از میان خط حد دو سپاه بود، یکی از ویژگی‌های برجسته منطقه عملیاتی به شمار می‌رفت.

طرح مانور

مانور در این عملیات، نقش اساسی و تعیین کننده‌ای داشت. زیرا تجربه عبور از عرض رودخانه اروند، این بار می‌بایست در طول رودخانه انجام می‌گرفت. و این عبور که خود تاکتیک ویژه و ابتکار عملیات به شمار می‌رفت در صورت تحقق، جنبه‌های دیگر آن که شامل شکستن خط، پاک‌سازی، نفوذ در عمق و تسلط بر چند راه (ورودی شهر بصره) می‌شد، تحول عظیمی در جنگ ایجاد می‌کرد . از این رو، از اردیبهشت تا مهر ۱۳۶۵ و سپس آذرماه همان سال، بحث‌های مختلف و طرحهای گوناگونی ارائه شد ولی بدلیل معایب آنها منتفی شد. یکی از موضوعات اساسی در طرح‌های ارائه شده، از نظر فرماندهان سپاه، وابستگی ابتکار ویژه به غافل‌گیری دشمن بود.

بدین ترتیب پس از یک دور بحث، طرحی تصویب شد که مورد توافق تمامی فرماندهان بود.

در جلسه روز ششم مهر ۱۳۶۵ پس از بحث و گفت‌وگو، سرانجام فرماندهان یگان‌ها مانور عملیاتی از «پنج ضلعی» در شلمچه تا جزیره «سهیل» در مقابل جزیره مینو را پذیرفتند. آنها پذیرفتند که زمین شلمچه بر زمین مقابل جزیره مینو ترجیح دارد. همچنین، اهمیت زمین دو طرف اروند و ابوالخصیب و نیز تاکتیک ویژه برای عبور از تنگه مورد قبول واقع شد. در پایان این جلسه، فرمانده سپاه گفت: «برادران عزیز، همه توجیه هستند و احتیاجی به توضیح اهمیت عملیات نیست. این سومین منطقه‌ای است که برای رفتن به سمت بصره در آن عمل می‌کنیم. منطقه رمضان شرق بصره هور الهویزه و اینجا، خدای ناکرده اگر از ما کوتاهی سربزند، مسئولیت ما خیلی سنگین است. ما باید با تمام قدرت تکلیفمان را انجام دهیم آن وقت، هر چه خدا خواست. اینجا یک شجاعت بزرگ و تدبیر و دقت بالایی می‌طلبد. این تاکتیک و شیوه جنگی که ما برای این عملیات مهیا کرده‌ایم، دشمن آمادگی‌اش را ندارد و از طرف ما احتیاج به توکل و ایثار بالایی دارد. برادرها باید همه مسائل را با هم حل کنند و تا آخر عملیات، دست اخوت و برادری به هم بدهند، چون این عملیات با همیاری و همکاری پیش می‌رود. لذا، باید تقسیم کار کنید و همدیگر را کمک کنید.»

از نیمه دوم مهرماه کار آماده‌سازی منطقه عملیات با جدیت پیگیری شد. در حین این پی‌گیری و پیشبرد امور، بحث مانور باز هم مطرح شد و سرانجام، در آذرماه فرمانده سپاه با دریافت نظرات و مسائل جدید، طی جلسه‌ای با آقای هاشمی، خط جدید کاری را به نیروی زمینی سپاه ابلاغ کرد.

مطابق آخرین تصمیم گیری و جمع‌بندی وضع موجود، برای انجام عملیات کربلای ۴، چهار زمین شلمچه، ابوالخصیب، منطقه مقابل جزیره «ام‌الرصاص» و جزیره مینو انتخاب شد. این چهار منطقه از نظر مانور آتش و عقبه و پشتیبانی به یکدیگر وابستگی داشتند. از این رو، هر کدام به یک قرارگاه سپرده شد.

خط حد قرارگاه‌ها نیز به شرح زیر مشخص شد:

۱- قرارگاه نجف، از شمال پنج ضلعی در شلمچه تا جزایر بوارین و ام‌الطویله.

۲- قرارگاه قدس، عبور از تنگه و پیشروی در پتروشیمی و ابوالخصیب.

۳- قرارگاه کربلا، مقابله با پاتک دشمن از مقابل جزیره ام‌الرصاص و پیشروی تا جاده دوم و سوم. این قرارگاه تأمین کل منطقه عملیاتی را نیز به عهده داشت؛

۴- قرارگاه نوح، تأمین جناح چپ و پیشروی در مقابل جزیره مینو.

نیروی مورد نیاز برای عملیات،۳۵۲ گردان برآورد شد، اما تنها ۲۵۰ گردان مهیا شد که در قالب ۱۳ لشکر و ۱۲ تیپ مستقل وارد عملیات شدند.

آمار نیروها عبارت بودند از:

۲۳ هزار و ۷۳۳ پاسدار رسمی، ۶۶ هزار و ۸۴۷ سرباز و ۱۱۳ هزار و ۲۳۱ نیروی بسیج. در مجموع، ۲۰۳ هزار و ۸۱۱ تن نیروی انسانی برای عملیات در اختیار سپاه پاسداران بود.

شرح عملیات

طی چند روزی که به زمان عملیات باقی مانده بود بمباران و آتش توپخانه عراق روز به روز افزایش می‌یافت. صبح روز سوم نیز اطراف پل فجر، نهر عرایض، سواحل کارون، اوایل جاده خرمشهر، حوالی ایستگاه هفت و برخی نقاط دیگر، بمباران شد و آتش توپخانه دشمن نیز فزونی یافت. پس از تاریک شدن هوا در روز سوم، (زمان آغاز عملیات) عراقی‌ها به ریختن فلر به وسیله هواپیما و شلیک منور دست زدند.

از ساعت ۱۹ تا ۲۱ بیش از پنج مورد گزارش در مورد اقدامات دشمن به قرارگاه مرکزی رسید. با آنکه اوضاع نگران کننده بود، اما تحلیل کلی فرماندهی آن بود که شرایط عادی است. از ساعت ۲۱ غواص‌ها به درون رودخانه رها شدند، اما پس از حدود نیم ساعت، در ساعت ۲۱:۳۵ برادر عزیز جعفری اطلاع داد، دشمن با تیربار نیروها را زیر آتش گرفته است. این تحرک دشمن نیز مانند شب‌های گذشته عادی فرض شد،لذا دستور داده شد همه در ساعت ۲۲:۳۰ پای کار باشند. اما ساعت ۲۱:۳۸ دقیقه «لشکر ۱۴ امام حسین (ع)» خبر داد که دشمن روی خط، منور زیادی انداخته و داخل رودخانه نیز با تیربار به نیروها حمله کرده است. تمام این اقدامات دشمن داخل تنگه متمرکز شده بود. همان جایی که می‌بایستی تاکتیک ویژه عملیات انجام می‌گرفت.

در ساعت ۲۲، فرمانده «قرارگاه قدس» اعلام کرد که «لشکر ۳۱ عاشورا» متوقف شده است و امکان استفاده از «لشکر ۴۱ ثارالله(ع)» نیز وجود ندارد، و تیربار دشمن در خط و روی آب نیروها را هدف قرار داده است در محور قرارگاه قدس لشکرهای ۱۴ امام حسین (ع)،«۲۱ امام رضا (ع)» و «۳۱ عاشورا» در ساعات نخست حمله و قبل از درگیری، تلفات زیادی متحمل شدند. با این همه، فرمانده قرارگاه ابراز می‌داشت، شرایط حاد نیست. عدم تحرک خاص دشمن در محورهای قرارگاه‌های نوح،کربلا و نجف و نیز عادی بودن شرایط در آن محورها،موجب تقویت این برداشت فرماندهی شده بود، اما شرایط در محور قرارگاه قدس به کلی با شرایط محورهای دیگر متفاوت بود.

به هر صورت، حدود ساعت ۲۲:۰۸ با خبرهای گوناگونی که رسید، فرماندهی پی برد که دشمن تک را کشف کرده است. اما اوضاع به سختی قابل اداره و بازگشت به شرایط قبل از حمله بود و از سوی دیگر، هنوز تا اندازه‌ای امیدواری وجود داشت. از این رو، در ساعت ۲۲:۳۰ سوم دی‌ماه ۱۳۶۵ رمز عملیات قرائت شد و یگان‌ها در تمام محورها عملیات را آغاز کردند و این در شرایطی بود که این بار، دشمن عملیات را آغاز کرده بود.

با آغاز حمله سراسری در منطقه عملیاتی، در محور قرارگاه‌های نجف، قدس، نوح و کربلا نیروها دست به پیشروی زدند و هدف‌هایی نیز تصرف شد. این وضعیت موجب آرامش در قرارگاه شد، اما در ساعت ۲۴:۱۰ دقیقه لشکر ۱۴ امام حسین (ع) خبر داد، این یگان نتوانسته است در جزیره «بلجانیه» قایق‌های حامل نیرو را پیاده کند و دشمن از سمت جزایر «بوارین» و ماهی مانع عبور این قایق‌ها شده و تعدادی از آنها نیز منهدم شده‌اند. قرارگاه قدس نیز اطلاع داد، نوک جزیره ماهی پاک‌سازی نشده است و دشمن روی تنگه به شدت تیراندازی می‌کند.

در جزیره ام‌الرصاص، «لشکرهای ۸ نجف»، ۱۴ امام حسین (ع)، ۲۵ کربلا و ۴۱ ثارالله وارد عمل شده و ضمن شکستن خط‌های اول دشمن، پیشروی در عمق را آغاز کردند.

لشکر ۲۵ که وارد جزیره ام‌الرصاص شده بود، نتوانست تا صبح سرپل به دست آمده را توسعه دهد.

در محور قرارگاه نجف، «لشکر ۱۹ فجر» توانست وارد پنج ضلعی شود و در محور دیگر نیز، لشکر ۵۷ حضرت ابوالفضل پیشروی کرد. وضعیت در منطقه شلمچه از شرایط بهتری نسبت به سایر محورها برخوردار بود.

در منطقه جزیره مینو، قرارگاه نوح «تیپ‌ ۳۳ المهدی» توانست خط را بشکند اما با نیروهای دشمن مواجه شد که با سختی توانست پس از پاک‌سازی، با تیپ ۳۲ انصارالحسین (ع) در خط اول الحاق کند. اما وجود آتش در جناح راست، این محور را تهدید می‌کرد. در این حال، لشکر ۷ ولی‌عصر (عج) نیز توانست وارد جزیره سهیل شود.

بر پایه خبرهای رسیده از اطلاعات قرارگاه خاتم (سپاه) دشمن دو اقدام اساسی را در دستور کار خود قرار داد: اول اجرای آتش روی دهانه کارون و تنگه، دوم جلوگیری از پیشروی لشکر ۱۹ فجر و تیپ ۵۷ ابوالفضل در داخل پنج‌ضلعی در محور شلمچه.

علاوه بر این، در ساعت یک بامداد، رادیو عراق خبر حمله ایران را همراه با نقطه و محورهای آن اعلام کرد، موضوعی که درگذشته سابقه نداشت. به ویژه در این خبر اعلام شد که این حمله بین سپاه‌های هفتم و سوم انجام گرفته است و لشکرهای ۱۱ و ۱۵ درگیر هستند. این خبر، احتمال هوشیاری و آگاهی دشمن را از حمله، در ذهن فرماندهی بیشتر تقویت کرد.

پس از آن که عبور از تنگه (محور اصلی عملیات) ناممکن شد، عبور از جزایر ام‌الرصاص و ام‌البابی، محور تلاش جبهه خودی قرار گرفت. اما در ساعت ۲:۱۰ بامداد قرارگاه کربلا اطلاع داد که دهانه کارون از ناحیه پشت ام‌الرصاص، زیر آتش دشمن قرار دارد و همه قایق‌های حامل نیروهای تیپ انصارالحسین (ع) آسیب دیده‌اند. فرمانده قرارگاه نوح نیز وضع تیپ ۳۳ المهدی را نامناسب گزارش کرد.

علاوه بر این، در ساعت ۲:۲۰ بامداد فرمانده لشکر ۸ نجف شرایط یگان خود را در جزیره ام‌الرصاص سخت توصیف کرد. و این در حالی بود که انهدام وسیع قایق‌ها به دست دشمن، امکان انتقال نیرو را به جلو با مشکل مواجه کرده بود. ضمن آن که تردد نیروها به دلیل آتش دشمن به سختی امکان‌پذیر بود.

در ساعت ۳:۱۷ بامداد لشکر ۷ ولی‌عصر (عج) اعلام کرد، قایقی در اختیار ندارد و بخشی از جزیره سهیل را نیز پاک‌سازی نکرده است. در شلمچه نیز، لشکر ۱۹ فجر و تیپ ۵۷ ابوالفضل (ع) توان حفظ پنج ضلعی را نداشتند و در محور بوارین نیز مشکل به وجود آمده بود. از این رو، در ساعت ۶:۱۰ صبح به قرارگاه نجف اجازه داده شد، عقب‌نشینی کند.

اوضاع در قرارگاه‌های دیگر نیز مساعد نبود؛ داخل جزیره ام الرصاص الحاق صورت نگرفته بود، لشکر ۲۵ کربلا نتوانست سرپل خود را در جزیره ام‌البابی توسعه دهد، لشکر ۸ موفق به پاک‌سازی هدف‌های خود در جزیره ام‌الرصاص نشد و تیپ انصارالحسین نیز نتیجه روشنی به دست نیاورد. یگان‌های دیگر نیز شرایط مشابهی داشتند. از این رو، فرماندهی با تشکیل جلسه‌ای دستور داد جزیره ام‌الرصاص حفظ شود و در محورهای دیگر یگان‌ها عقب‌نشینی کنند. اما در پی اظهار خوش‌بینی چند تن از فرماندهان و دریافت برخی خبرها، بار دیگر برای ادامه عملیات امیدواری ایجاد شد و برخی تلاش‌ها نیز صورت گرفت، اما از حدود ساعت ۱۱ صبح عراق علیه مواضع رزمندگان دست به پاتک زد و سرانجام، در ساعت ۲۳:۴۵ دقیقه شب (چهارم) توقف عملیات اعلام شد.

بدین ترتیب، به منظور حفظ قوا و طراحی دوباره عملیات آتی، از ادامه نبرد اجتناب شد. در این عملیات، ۹۸۵ تن از نیروهای خودی شهید و ۸۰۷۱ تن مجروح شدند.

علل موفق نبودن عملیات

عوامل تاکتیکی و استراتژیکی مختلفی در ناکامی کربلای ۴ دخالت داشتند، اما نقش عوامل زیر برجسته و تعیین کننده‌تر بود:

۱- آگاهی عراق از مکان و زمان عملیات که بیشتر مرهون اطلاعاتی بود که آمریکا به تلافی ماجرای مک‌فارلین در اختیار این کشور قرار داده بود.

منابع اطلاعاتی و جاسوسی آمریکا دقیق‌ترین و جزیی‌ترین خبرها را درباره عملیات کربلای ۴ در اختیار عراقی‌ها قرار داده بودند. اظهارات مقامات عراقی در مورد اهداف عملیات و نتیجه آن حاکی از آن بود که اطلاعات ارسالی به عراق حاوی نکات قابل ملاحظه‌ای بوده است. در این باره وزیر دفاع عراق گفت: «هدف ایران شهر بصره بوده و هست. ایرانی‌ها اگر موفق می‌شدند هدف‌های خود را تحقق بخشند، ارتباط میان سپاه سوم و هفتم را قطع می‌کردند و تمام فاو و خورعبدالله و شمال بصره را به اشغال خود درمی‌آوردند. علت شکست کنونی این است که ما آماده بودیم و نقشه‌های لازم را طرح کردیم و از درس‌های فاو استفاده کردیم. »

وزیر دفاع وقت عراق ضمن تشکر از امریکا اظهار داشت:ما به خاطر این اطلاعات از آنان تشکر می‌کنیم، اما به آنان خاطر نشان می‌کنیم که در مقایسه با برخوردشان با ایران، در این مورد تعادل برقرار نبوده است. »

۲- تجربه دشمن از عملیات فاو و عبور غواص‌ها از اروند و نیز مسلح کردن زمین در محورهای حمله، آن گونه که امکان مقابله با مهاجمان را برای آنها فراهم می‌ساخت.

پیکر شهید علی خوش لفظ تشییع شد

پیکر شهید «علی خوش لفظ» راوی کتاب «وقتی مهتاب گم شد» امروز پنجشنبه از جوار شهدای غواص تدفین شده در حوزه هنری تهران تشییع شد.

به گزارش ایثار خبر”، سردار یزدی فرمانده سپاه محمد رسول‌الله (ص) تهران بزرگ در این مراسم گفت:کاش احمد متوسلیان در اینجا حضور داشت و از ایثارگری‌ها و حماسه‌های شهید خوش لفظ برای ما سخن می‌گفت. کاش شهید همت بود و می‌گفت شهید خوش لفظ چگونه در برهه‌های حساس و مختلف انقلاب اسلامی و دفاع مقدس مقاومت کرد و اگر در یک عملیات جراحتی برمی‌داشت بدون این که بهبودی کامل پیدا کند در عملیاتی دیگر حضور می‌یافت.

وی ادامه داد: شهید خوش لغظ اسوه و اسطوره مقاومت بود و هیچ محدودیتی برای برای خدمت به نظام برای خودش قائل نبود و روح مقاومتش جسمش را با خود می‌کشید و مدیریت و نگاه جهادی این شهید در دفاع مقدس برای رزمنده‌ها الگو بود.

سردار یزدی اظهار کرد: با وجود شهیدانی همچون شهید خوش لفظ جوانان امروز به الگوهایی خارجی نیازی ندارند و می‌توانند با الگوگیری از این شهید،مردم‌داری او را در مسیر زندگی با خودشان همراه کنند.

وی در بخش دیگر سخنانش به شهید طهرانی مقدم اشاره کرد و گفت:موشک‌هایی که این شهید برای ما به یادگار گذاشت موجب وحشت دشمنان شده است امادشمن در کنار این موشک‌ها از تفکر شهدا که جوانان امروز کشورمان از آن استفاده می‌کنند ترس دشمنان را دوچندان کرده است.

در این مراسم پیام‌های تسلیت مقام معظم رهبری،سرلشکر قاسم سلیمانی و سرلشکر محمدباقری رئیس ستادکل نیروهای مسلح و همچنین آیت‌نوری همدانی به مناسبت شهادت شهید علی خوش لفظ قرائت شد.

پیام رهبر انقلاب اسلامی به مناسبت شهادت علی خوش‌لفظ

رهبر انقلاب اسلامی به مناسبت شهادت علی خوش‌لفظ پیامی صادر کردند.

به گزارش ایسنا، متن این پیام به شرح زیر است:

بسم‌الله الرحمن الرحیم
جانباز عزیز آقای علی خوش لفظ به لقاءالله پیوست و اجر دهها سال درد و رنج جانبازی را به جایگاه والای شهادت فی سبیل‌الله پیوند زد.
سلام و رحمت خدا بر این شهید عزیز که در هنگام زندگی نیز شهید زنده نامیده شد و درنگ سالها پس از دفاع مقدس، پاداش عظیم صابران را به او هدیه کرد. به روان پاک او درود میفرستم و به بازماندگان گرامی‌اش تبریک و تسلیت میگویم.
سید علی خامنه‌ای
۱۳۹۶/۹/۲۹

*********************

تسلیت سرلشکر سلیمانی در پی شهادت علی خوش‌لفظ

سرلشکر قاسم سلیمانی در پی شهادت خوش لفظ پیام تبریک و تسلیتی صادر کرد.

به گزارش ایثارخبر” متن این پیام به شرح زیر است:

بسم الله  الرحمن الرحیم

خبری آمد که شهیدی آمد!
اگر مهتاب هم در آسمان ابری و تیره ظلم و جور ظالمان  و جفاکاران  دشمن خدا گم شود  اما علی و علی های شهید، جانباز و ایثارگر را هرگز گم شدنی نباشد.
چه بسا این عزیزان سفر کرده گمنام باشند لیکن بجا ماندگان در حسرت نام گم آنان مانده اند.

بردار عزیز “علی خوش لفظ” جانباز ۷۰ درصد دفاع مقدس سرانجام آسمانی شد.

او که با بیان خاطرات خود در کتاب ارزشمند  “وقتی مهتاب گم شد” کتابی که مورد توجه مولا و مقتدایمان امام خامنه ای (مدظله‌العالی)   قرار گرفت  با وجود دردها و آلام ناشی از جراحات شیمیایی هر گز ازیاد دفاع مقدس، ارزش‌ها و رزمندگان آن غافل نشد  و در آخر راه که در واقع اول مسیر تعالی معنوی و روحی است با همان روحیه دوران عزت و سربلندی، بالاخره از سیم خاردار  نفس عبور کرد و به قافله عروج پیمای شهداء پیوست.

اینجانب شهادت این برادر ارزشمند و فرهیخته را به محضر آقا امام زمان (عج)، فرماندهی معظم کل قوا حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای (مدظله العالی)، خانواده محترمش، تمامی رزمندگان غرور آفرین دفاع مقدس  و کلیه رهپویان شهادت تبریک و تسلیت عرض نموده و از خداوند علو درجات وی و تمامی شهدای اسلام را مسئلت  می نمایم.
قاسم سلیمانی

***

در این مراسم تعدادی از مسئولان کشوری و لشکری همچون سردار علی فضلی جانشین سازمان بسیج مستضعفین،حجت‌الاسلام شیرازی،حاج بابایی نماینده مردم همدان در مجلس،محمدباقر قالیباف شهردار پیشین تهران،سردار طلایی و سردار محمدرضا نقدی حضور داشتند.

علی خوش لفظ در دوران دفاع مقدس چهار مرتبه به درجه جانبازی نائل شد. نخستین جانبازی او روز پانزدهم تیر ماه سال ۶۱ در جریان عملیات بیت‌المقدس در خرمشهر بود که تیر و ترکش به بدنش اصابت کرده بود. مجروحیت دوم او روز ۲۰ بهمن ماه سال ۶۴ در جریان عملیات والفجر ۸ در منطقه فاو بود که شیمیایی شد. سومین مجروحیت او نیز روز دهم آذرماه سال ۶۵ در خرمشهر در جریان یک عملیات پدافندی بود که از ناحیه دست و پا مجروح شد. همچنین روز هشتم اسفند ماه سال ۶۵ در عملیات کربلای ۵ نیز دچار موج گرفتگی و اصابت تیر شد.

علی خوش لفظ شب سه شنبه ۲۸ آذرماه در بیمارستان خاتم الانبیاء به شهادت رسید.منبع:ایسنا

اطاعت‌پذیری غواصان پیش از «کربلای۴»

لباس‌های خیس غواصی در آن هوا، حسابی سرد و خنک شده بود. با وجود این، آنها را پوشیدند. قبل از ورود به آب پرسیدند: «چقدر در آب بمانیم؟»

به گزارش ایثارخبر” سردارعلی عابدینی فرمانده گردان ۴۱۰ غواص حضرت رسول (ص) از لشکر ثارالله است که در عملیات کربلای ۵ به شهادت رسید. نیروی‌ها تحت امر این فرمانده قبل از عملیات کربلای۴، در رودخانه‌ی «بهمن شیر تمرین» داشتند. بعد از ظهر یکی از روزها پیش از آغاز عملیات کربلای۴ نیروهای از آب خارج شدند. لباس‌های غواصی را از تنشان بیرون آوردند و به طرف ساختمان‌های محل استقرارشان دویدند. به دلیل سردی هوا نیروها با کلاه و اورکت زیر پتو رفتند تا استراحت کنند.

نیمه شب پیک فرمانده گردان ۴۱۰ رسید و گفت: «برادر عابدینی می‌گوید بچه‌ها را بیدار کنید تا وارد آب شوند. تعجب کردیم. در آن هوای سرد چرا باید وارد آب می‌شدیم!؟» یکی از رزمندگان از اتاق بیرون آمد و در حالی که باد سردی به صورتش می‌وزید به طرف اتاق فرمانده گردان رفت. بعد از سلام و احوال پرسی، رو به علی عابدینی کرد و گفت: «هوا سرد است. من با اورکت خوابیده بودم، دلم نیامد در این هوا بچه‌ها را بیدار کنم.»

عابدینی به این رزمنده تأکید کرد:«دستوری را که پیک گردان آورده، اجرا کنید.» تمام نیروهای گردان تابع سلسله مراتب بودند. بچه‌ها یک به یک را بیدار شدند و کسی اعتراض نکرد. به طرف آب رفتند لباس‌ها را بیرون آوردند. لباس‌های خیس غواصی در آن هوا، حسابی سرد و خنک شده بود. با وجود این، آنها را پوشیدند. قبل از ورود به آب پرسیدند:« چقدر در آب بمانیم؟»

سردارشهیدعلی عابدینی فرمانده گردان ۴۱۰ غواص حضرت رسول (ص) از لشکر ثارالله

عابدینی گفت: «تا وقتی که خسته بشویم.» عابدینی و رزمندگان وارد آب شدند. اطاعت پذیری بچه‌های گردان ۴۱۰ به قدری بود که در آن نیمه شب سرد حتی یک نفر هم اعتراض نکرد. بچه‌ها تا جایی که توان داشتند، در آب کار کردند و حاج قاسم سلیمانی آمادگی آنها را کنترل کرد.»

از آب که بیرون آمدند، میر قاسم میرحسینی کنار آب ایستاده بود. دستش را به طرف یکی از بچه‌ها دراز کرد و گفت: «دستم را بگیر و فشار بده ببینم اگر شب عملیات با سرباز عراقی رو به رو شدی، توان خفه کردنش را داری؟» رزمنده دستش را به طرفش برد اما انگشتانش از سرما باز و بسته نمی‌شد.منبع:ایسنا

پیام تسلیت رئیس بنیاد شهید در پی درگذشت پدر شهیدان مغنیه

ادامه خبر

رزمنده‌ای دیگر از جهرم به خیل شهدای مدافع حرم پیوست

فرمانده سپاه جهرم گفت: شهیدی دیگر از شهرستان جهرم در راه دفاع از عقیله‌ی بنی‌هاشم به یاران شهیدش پیوست.

به گزارش ایثارخبر”، سرهنگ توکل، شنبه ۲۵ آذر در جمع خبرنگاران افزود: «کریم پرهیزگار» از رزمندگان گردان تخریب تیپ ۴۶ مهندسی الهادی(ع) در مسیر دفاع از حرم اهل بیت(ع) سوریه به شهادت رسید .

وی افزود: شهید پرهیزگار که ‌در منطقه‌ی بوکمال المیادین سوریه به شهادت رسید اهل روستای کُراده، بخش خفر شهرستان جهرم است.

فرمانده‌ی ناحیه مقاومت بسیج سپاه جهرم گفت: پیکرمطهر این شهید گرانقدر امروز شنبه ۲۵ آذر از سوریه به تهران منتقل می‌شود.

توکل خاطرنشان کرد که پیرامون زمان استقبال و تشییع و تدفین این شهید مدافع حرم، اطلاع‌رسانی خواهد شد.

جوابی که نگهبان عراقی را ناراحت کرد

ک هو عراقی آمد و گفت: «چی داری نگاه می‌کنی؟» گفتم: «دارم ستاره‌ها را نگاه می‌کنم.» پرسید: «برای چی؟»

علی اصفهانی از جمله آزادگان دوران هشت سال دفاع مقدس است. او در خاطره‌ای به روایت ناراحتی یک نگهبان عراقی می‌پردازد ومی‌گوید: من اول اردوگاه «۱۱  تکریت» بند ۳  اسیر بودم بعد که آسایشگاه‌های کناری را ساختند و من به آسایشگاه دیگری رفتیم. پس از آن بند ۴ آسایشگاه ۱۴ منتقل شدیم و مجدد من را از آسایشگاه ۱۴ به آسایشگاه هفت بند ۲ بردند.

حدود پنج یا ۶ ماه در آن جا بودم. تا اینکه جایم را با کسی عوض کردم و به آسایشگاه هفت رفتم. یک روز که آمدند تبعید کنند و می‌خواستند ما را به «بعقوبه» بفرستند. ما پنج تا پنج تا می‌نشستیم و زمانی برپا و خبردار می‌دادند من که آخر می‌نشستم تکانی نمی‌خوردم و از جایم بلند نمی‌شدم. یک نگهبان به نام «عبد» داشتیم که هر وقت می‌خواست کتک کاری کند می‌گشت و من را پیدا می‌کرد.عبد که دیده بود من آن گوشه نشسته‌ام گفت: «یالله برو، برو.»

بعد از آن من و چند نفد دیگر را برای چندمین بار به اردوگاه ۱۸ تبعید کردند. دیدیم آنجا چقدر بچه‌ها آزادند. ما صبح تا ظهر بیرون بودیم ظهر یک آمار از ما می‌گرفتند و دوباره تا شب آزاد بودیم در حالیکه در اردوگاه ۱۱ ما فقط دو ساعت صبح و یک ساعت و نیم بعد از ظهر آزاد بودیم.

روز اول که در اردوگاه ۱۸ بودم عصر که شد و هوا داشت تاریک می‌شد اردوگاه تازه تاسیسی بود و اطراف آن فقط یک ردیف سیم خاردار داشت .عراقی آمد گفت: «بروید زیر تارونی (جایی کنار اردوگاه که سقف و میله داشت )» تا ما را از سیم خاردارها دور کند. ما زیر این تارونی رفتیم من نگاه کردم دیدم که ستاره‌ها در آسمانند و من دستم را به میله‌های زیر تارونی انداختم و به آسمان نگاه می‌کردم.

یک هو عراقی آمد و گفت: «چی داری نگاه می‌کنی؟» گفتم: «دارم ستاره‌ها را نگاه می‌کنم.» پرسید: «برای چی؟» جواب دادم: «چون من سه ساله است که ستاره‌ها را ندیده‌ام.» این عراقی خیلی ناراحت شد و گفت: «یاالله همه وسط محوطه بیایند.» آمدیم توی محوطه و گفت:« هر چی می‌خواهید این جا راه بروید فقط یک متر از سیم خاردارها فاصله بگیرید.»

ضبط خاطرات ۵۰ شهید لرستانی در قالب طرح «سند افتخار»

مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران لرستان از ضبط خاطرات ۵۰ شهید استان از زبان والدین آنان در قالب طرح «سند افتخار» خبر داد.

به گزارش ایثارخبر” مراد روشنی در  تشریح فعالیت‌ها و عملکرد بنیاد شهید و امور ایثارگران گفت: معرفی ۱۰۲ نفر از ایثارگران جهت دریافت تسهیلات خوداشتغالی که ۳۲ نفر آنها تاکنون تسهیلات را دریافت کرده‌اند، معرفی ۱۰۹ نفر از فرزندان ایثارگران جهت اشتغال به کار و استخدام در بخش‌های دولتی و خصوصی، معرفی ۲۶۹ نفر به بانک‌های عامل جهت دریافت تسهیلات قرض‌الحسنه، پرداخت تسهیلات بانکی به تعداد ۸۴ فقره به مبلغ ۱۲ میلیارد و ۶۰۰ میلیون ریال توسط اداره تسهیلات رفاهی بخشی از این فعالیت‌هاست.

وی اجرای دیدارهای طرح سپاس از خانواده‌های شهدا و ایثارگران به‌صورت حضوری ۶۰۰۰ دیدار و تماس‌های تلفنی۱۰ هزار مورد توسط مدیرکل بنیاد، معاونت تعاون، معاونت درمان و روسای شهرستان‌ها و سایر کارکنان بنیاد، ارائه خدمات رفاهی و درمانی توسط معاونت بهداشت و درمان شامل: ایاب و ذهاب درمانی ۲۲۴ نفر، اعزام با خودرو آمبولانس ۷۹ نفر، خدمات دندانپزشکی ۱۸۰ نفر، ارائه خدمات تخت طبی، تشک طبی، ویلچر، سمعک، کپسول اکسیژن و غیره به ۷۹۰ نفر را از دیگر فعالیت‌های بنیاد شهید استان برشمرد.

روشنی اضافه کرد: اجرای طرح پایش سلامت، پوشش کلیه والدین شهدا، همسران شهدای بالای ۶۰ سال و جانبازان، برگزاری دو جلسه کمیسیون پزشکی به تعداد ۴۱۸ نفر، برگزاری برنامه نو و ابتکاری «کوله‌ای از بهشت»، زیارت نیابتی از شهدا در اربعین حسینی و زیارت مرقد مطهر امام حسین(ع) و حضرت ابوالفضل‌العباس(ع) که مقرر است این طرح به ثبت ملی برسد، کسب امتیاز در جشنواره تجلیل از خبرنگاران و رسانه‌های برتر حوزه ایثار و شهادت، کسب مقام کشوری در زمینه طرح ملی انشای «نامه‌ای به یک شهید» جز چند استان برتر، برقراری حقوق و مستمری خانواده‌های ایثارگر به تعداد ۳۰ نفر، تشکیل پرونده جانبازان و ثبت در سیستم سجایا و احراز آنها به تعداد ۵۰ نفر، نقل و انتقال پرونده‌های ایثارگران به تعداد ۳۸ نفر، انجام مشاوره فردی به تعداد ۴۸۰۰ نفر در مراکز مشاوره خرم‌آباد و بروجرد با استفاده از اساتید مجرب دانشگاهی به‌صورت روزانه و در تمام ایام هفته از دیگر فعالیت‌های بنیاد شهید لرستان است.

مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران لرستان برگزاری کارگاه پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی با عنوان پرخاشگری علل و عواقب آن توسط اداره مددکاری استان و دعوت از مشاوران سایر سازمان‌های عضو کمیته پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی،برگزاری ۹ اردوی آموزشی سیاحتی آموزش خانواده برای همسران شهدا و همسران جانباران اعصاب و روان در همه شهرستان‌های استان، برگزای همایش معتمدین معین و مددکاران استان در آبان ماه برای ۱۰۰نفر،برگزاری ۴۰۰ مورد کمیسیون موارد خاص در استان و شهرستان‌ها برای رسیدگی به امور خاص جامعه هدف،تشکیل پرونده بیمه‌های اجتماعی به تعداد ۸۵ نفر، ثبت‌نام متقاضیان هدیه ازدواج به تعداد ۱۸۰ نفر، ثبت‌نام جانبازان ۵۰ درصد و بالاتر متقاضی واجد شرایط دریافت خودرو به تعداد ۳۸ نفر، ثبت‌نام جانبازان ۷۰ درصد و بالاتر متقاضی واجد شرایط دریافت خودرو خارجی به تعداد هفت نفر از دیگر فعالیت‌های بنیاد شهید لرستان است.

روشنی اعزام خانواده‌های شاهد و ایثارگر به مشهد مقدس به تعداد ۲۷۶ نفر، برگزاری اردوهای یک‌روزه در کلیه شهرستان‌های تابعه به تعداد ۶۰۰ نفر، ارائه مشاوره حقوقی توسط اداره حقوقی به تعداد ۱۲۰ نفر، ارائه خدمات کامپیوتری و شبکه به تعداد پنج هزار و ۳۹۷ مورد، ضبط خاطرات شهدا از زبان والدین آنان در قالب طرح «سند افتخار» به تعداد ۵۰ نفر، برگزاری مسابقات قرآنی در رشته‌های حفظ، قرائت، تفسیر و مفاهیم، مرحله کشوری، مسابقات «قرآن در خانه»، مسابقات کتابخوانی مناسبتی و هم‌چنین طرح درخواست چاپ کتاب و داستان با موضوع ایثار و شهادت در کمیسیون انتشارات به تعداد دو مورد را از دیگر فعالیت‌های بیناد شهید و امور ایثارگران استان طی امسال برشمرد.منبع:ایسنا

حمله به پالایشگاه اصفهان اینگونه ناکام ماند

وقتی در منطقه هوایی اصفهان بودم و شنیدم هواپیماهای دشمن پالایشگاه‌های تبریز و شیراز را بمباران کرده‌اند، یقین پیدا کردم که به زودی پالایشگاه اصفهان هم هدف قرار خواهد گرفت. حدود یک هفته چگونگی این حمله و نحوه مقابله با آن را تحلیل می‌کردم و در نهایت به ممکن‌ترین احتمال دست یافتم و نقشه حمله آنان را ترسیم کردم.

به گزارش ایسنا،حسن افغان‌طلوعی ۲۰ شهریورماه ۱۳۲۴ در شهر مشهد مقدس متولد شد. پدرش، محمود، کارمند دارایی بود. حسن یک خواهر و سه برادر داشت. دوران ابتدایی و سه سال متوسطه را در مدرسه حاج تقی آقابزرگ و سه سال آخر را در دبیرستان امیرکبیر واقع در زادگاه خود به پایان رساند و در سال ۱۳۴۵ موفق به کسب دیپلم ریاضی شد.

او ضمن علاقه‌ای که به شغل خلبانی داشت،‌ اطلاعات خوبی را هم از مرحوم جواد افغان طلوعی، پسرعمویش که خلبان شکاری بود، کسب کرد و راهی مرکز استخدام نیروی هوایی شد. پس از گذر از سد معاینات دقیق و سخت پزشکی، آزمون‌های معلومات عمومی، هوش و زبان انگلیسی در تاریخ ۲۵ بهمن‌ماه ۱۳۴۵ وارد دانشکده خلبانی شد. بعد از آشنایی با اصول اولیه نظامی‌گری، سردوشی گرفت و برای آموزش علوم مختلف سرکلاس درس نشست. وقتی درس‌های آکادمی پرواز و زبان را به اتمام رساند، برای پرواز با اولین هواپیمای ملخ‌دار به نام «پاپ»، چند صباحی به فرودگاه قلعه مرغی تهران رفت و بعد از ۱۲ ساعت پرواز با معلمش، آقای کاووسی، موفق به انجام پرواز مستقل شد. ۶ ساعت دیگر با هواپیمای تی-۶ یا «هاروارد» پرواز کرد و با دادن آزمون جامع زبان (بیگ تست) برای ادامه دوره، آماده عزیمت به آمریکا شد.

اعزام به آمریکا

افغان طلوعی ۲۵ اسفندماه ۱۳۴۶ وارد ایالت تگزاس آمریکا شد و با گذراندن دوره زبان تخصصی و پیشرفته در پایگاه «لکلند» دیپلم زبان خود را گرفت. سپس به پایگاه هوایی مودی در شهر والدوستا (ایالت جورجیا) اعزام شد و پس از گذراندن کلاس‌های زمینی پرواز، با سه هواپیمای تی-۴۱ از خانواده سسنای ملخ‌دار، جت تی-۳۷ و جت مافوق صوت تی-۳۸ در قالب کمک‌های نظامی آمریکا به ایران، پرواز کرد و رسما نشان خلبانی را بر سینه زد و فارغ‌التحصیل شد.

تیرماه ۱۳۴۸ به ایران برگشت و دوش‌هایش به درجه ستوان دومی مزین شد. معاون عملیات ستاد نیرو ابتدا او را برای خلبانی جنگنده «اف-۵» در نظر گرفت اما بعد از طی کردن کلاس‌های آکادمی از او خواستند به کلاس آموزش رزمی هواپیمای «اف-۴» یا فانتوم برود. آموزش زمینی را به اتمام رساند و اولین پروازش را که عنوان آن پرواز آشنایی است، بیست و پنجم مهرماه ۱۳۴۸ با سروان بنی‌فضل در رژه هوایی روز نیروی هوایی انجام داد.

پس از طی کردن دوره کابین عقب این هواپیمای مدرن و همه منظوره، در سال ۱۳۴۹ به پایگاه هوایی شیراز منتقل شد. در کابین عقب ۲۰۰ ساعت پرواز کرد و سال بعد برای آموزش کابین جلو به تهران انتقال یافت. معلم اصلی او سروان خلبان حسن واعظی بود. پس از اتمام دوره با درجه ستوان یکمی به گردان ۱۲ شکاری مهرآباد منتقل شد.

سال ۱۳۵۱ به پایگاه هوایی سوم شکاری همدان (شاهرخی) انتقال یافت و ضمن ارتقا به لیدری طبقه سه، سال بعد آموزش‌های معلمی را پشت سر گذاشت. از این زمان در آموزش خلبانان تازه‌وارد به گردان آموزشی ۳۲ پایگاه شاهرخی شرکت کرد. سال بعد به سمت افسر عملیات گردان ۳۳ تاکتیکی منصوب شد. او تا سال ۱۳۵۳ هزار ساعت و تا سال ۱۳۵۵ ،۲۰۰۰ ساعت پرواز با فانتوم را به نام خود ثبت کرد. اواخر سال ۱۳۵۵ به پایگاه هوایی شیراز منتقل، و اوایل سال بعد برای گذراندن دوره معلم خلبانی شکاری فوق مدرن تامکت (اف-۱۴)، که به تازگی وارد نیروی هوایی ایران شده بود، انتخاب شد.

آغاز آموزش معلمی «تامکت»

به همین منظور،‌ شهریورماه ۱۳۵۶ به آمریکا اعزام شد. در پایگاه دریایی نورفولک پس از انجام ۱۵ساعت پرواز با هواپیمای آ-۴، آموزش معلمی «تامکت» را شروع کرد و در اردیبهشت ماه ۱۳۵۷ پس از ۵۰ساعت پرواز با اف-۱۴ به کشور برگشت و به عنوان معلم خلبان گردان ۸۱ پایگاه هوایی هشتم شکاری اصفهان به انجام وظیفه پرداخت. سپس فرماندهی گردان ۸۲ تاکتیکی را بر عهده گرفت و به درجه سرگردی ارتقا یافت که ناآرامی‌های مرتبط با انقلاب مردمی ایران ظهور کرد.

سال تحصیلی ۱۳۶۰ برای طی کردن دوره فرماندهی و ستاد به دانشکده فرماندهی و ستاد نیروی هوایی ارتش وارد شد و پس از موفقیت در این دوره یک ساله، در دایره طرح‌های عملیاتی معاونت عملیات ستاد نیرو به کار مشغول شد. کمتر از یک سال در این سمت انجام وظیفه کرد که به عنوان جانشین دانشکده خلبانی به منطقه هوایی اصفهان منتقل شد. سال بعد در پست معاون عملیات منطقه و سپس جانشین فرماندهی منطقه مزبور انجام وظیفه کرد. او دوباره به ستاد تهران منتقل شد و در سمت جانشین مدیر عملیات معاونت عملیات نهاجا و مدتی هم به عنوان مدیر جنگ‌های الکترونیک (جنگال) خدمت کرد.

حسن افغان‌طلوعی در سال ۱۳۴۹ با خانم گیتی پروانه‌پور ازدواج کرد. نتیجه این ازدواج سه فرزند به نام‌های ارغوان (۱۳۵۲)، آزیتا (۱۳۵۴) و محمدرضا (۱۳۵۶) است. محمدرضا گرچه فارغ‌التحصیل رشته مهندسی عمران شد اما به دلیل علاقه زیاد، پا جای پای پدر گذاشت و خلبان شرکت ایران ایرتور است.

حسن افغان طلوعی در سال ۱۳۶۹ بنا به درخواست شخصی به جمع خلبانان هواپیمایی ملی ایران (هما) پیوست و مدتی در کسوت خلبان تجاری نیز به میهن خدمت کرد. او از شروع جنگ تحمیلی در بیشتر مأموریت‌ها، مانند حراست از مناطق حساس و حیاتی، پوشش هوایی از شمال غرب تا جنوب، و روی خلیج فارس تا دهانه هرمز، همچنین اسکورت هواپیماهای شناسایی بر فراز خاک دشمن شرکت داشت و بالغ بر ۱۶۰۰ ساعت پرواز جنگی توأم با سوخت‌گیری‌های هوایی متعدد را در پرونده خود به ثبت رساند.

این افسر فعال در سال ۱۳۷۵ با درجه سرتیپ دومی از نیروی هوایی بازنشسته شد. اما همچنان به پرواز در خطوط تجاری ادامه داد و تا سال ۱۳۸۵ حدود۵۰۰۰ ساعت پرواز در شرکت هواپیمایی آسمان انجام داد. او در سن ۶۰ سالگی از رده پرواز کناره‌گیری کرد و عملا بازنشسته شد.

خاطراتی جالب و به یادماندنی از امیر سرتیپ دوم خلبان حسن افغان طلوعی را از زبان خودش:

ماجرای سوخت‌گیری شبانه در آسمان

با وقوع انقلاب اسلامی و خروج مستشاران و معلمان آمریکایی پروازها به کمترین حد ممکن کاهش یافت به طوری که فقط الزامات ضروری خلبان‌ها و آلرت پایگاه انجام می‌شد. وقتی تجاوزات عملی عراق در شهریور ماه ۱۳۵۹ شدت گرفت، پروازها بنا به ضرورت افزایش یافت. گشت رزمی هوایی غرب بر عهده اف-۱۴ گذاشته شد اما هیچ یک از خلبان‌ها برای بنزین‌گیری در شب چک نبودند. برخی انجام این تمرین را فقط در آمریکا به صلاح می‌دانستند. با این حال یک روز که من و محمدهاشم آل‌آقا با هم پرواز پوشش هوایی داشتیم و تانکر هم بالا بود، پروازمان به شب خورد.

فرصت را غنیمت شمرده و دل را به دریا زدیم، رفتیم و سوخت گرفتیم. چون این کار با موفقیت انجام شد، فردا جایمان را در کابین تعویض کردیم و سوخت‌گیری دیگری انجام دادیم. به این ترتیب، هر دو در سوخت‌گیری شبانه چک شدیم و توانستیم بدون کمک افراد بیگانه، دیگر همکاران را در فرصت‌هایی که پیش می‌آمد، چک کنیم. بدین ترتیب امکان پروازهای طولانی و موثر فراهم شد و ما توانستیم در شش ماهه اول جنگ، بالغ بر ۲۰ هزار ساعت پرواز بدون سانحه برای حفاظت از آسمان کشور در مقابل حملات هوایی رژیم بعث انجام دهیم.

خاطره دوم

وقتی در منطقه هوایی اصفهان شنیدم هواپیماهای دشمن پالایشگاه‌های تبریز و شیراز را بمباران کرده‌اند، یقین پیدا کردم که به زودی پالایشگاه اصفهان هم هدف قرار خواهد گرفت. حدود یک هفته چگونگی این حمله و نحوه مقابله با آن را تحلیل می‌کردم و در نهایت به ممکن‌ترین احتمال دست یافتم و نقشه حمله آنان را ترسیم کردم.

پیش‌بینی حمله هوایی جنگنده‌های عراقی

فقط چند روز بعد، رادار همدان وضعیت قرمز اعلام کرد.سریع به پست فرماندهی رفتم. ۱۰دقیقه بعد رادار همدان وضعیت را سفید اعلام کرد. من کنترل را به دست گرفتم، نه تنها وضعیت را تغییر ندادم، بلکه از مسئول پدافند هوایی خواستم به نفرات پدافند پالایشگاه اطلاع دهد درآمادگی ۱۰۰درصد بمانند و تمام توپ‌ها را به سمت فضای شاهین شهر نشانه‌گیری کنند. دقایقی کوتاه گذشت و خبر رسید هواپیماهای عراق از همان سمت ظاهر شدند.

پدافند که آمادگی کامل داشت،‌ توانست قبل از رسیدنشان به پالایشگاه یک فروند را سرنگون و به یک فروند دیگر صدمه وارد کند به طوری که شنیدیم هواپیمای صدمه دیده هنگام نشستن در پایگاه خودش دچار سانحه شده است. خلبان هواپیمای ساقط شده که ایجکت( خروج اضطراری خلبان از هواپیما) کرده بود، به اسارت نیروهای خودی درآمد و من به سرعت راهی پالایشگاه شدم. خلبان را که مجروح شده بود برای درمان به بیمارستان پایگاه منتقل کردم و مراتب را به ستاد نیرو اطلاع دادم. تا زمانی که از مرکز، هواپیمایی برای بردن خلبان بفرستند، از او خواستم در خصوص حمله مرا توجیه کند. گفت: «برای این حمله حدود ۲۰ تا ۳۰ بار روی محلی مشابه در کشور خودمان تمرین کرده بودیم. هیچ انتظار نداشتیم مورد اصابت پدافند قرار بگیریم!»

از اینکه با مطالعه دقیق توانستم در حفاظت از یک منبع حیاتی مشارکت داشته باشم، خوشحالم و این را برای خود افتخاری می‌دانم.