Category: چهره های برتر

پیام تسلیت سازمان منع سلاح‌های شیمیایی به همسر شهید خوش لفظ

روابط عمومی سازمان منع سلاح های شیمیایی در نامه ای پیام تسلیت این سازمان را به همسر شهید خوش لفظ ابلاغ کرد.

به گزارش ایثارخبر”، در این نامه آمده است:

سرکار خانم خوش لفظ
با اندوهی فراوان از درگذشت همسر شما در روز ۲۹ آخر ماه در تهران آگاه شده‌ایم.
لطفا تسلیت صمیمانه ما را از سوی بخش روابط عمومی سازمان منع سلاح‌های شیمیایی پذیرا باشید. ما این اندوه بزرگ را عمیقاً درک می‌کنیم، یک حامی ایرانی مهم خلع سلاح شیمیایی و همچنین یک دوست دیگر در میان ما نیست.
در ماه اکتبر، سعادت میزبانی آقای خوش لفظ در دفتر مرکزی خود را داشتیم. او اهمیت وظیفه سازمان منع سلاح‌های شیمیایی در رسیدن به جهانی عاری از سلاح‌های شیمیایی را نیک می‌دانست و ما از صمیم قلب از او سپاسگزار بودیم؛ چرا که با وجود شرایط نامساعد سلامت خویش، به لاهه سفر کرد. او بسیار بخشنده بود. او وقت بسیاری را برای بیانات شیوا در خصوصی تجربیات وحشتناک خود در خصوص جنگ‌افزارهای شیمیایی و تلاش‌های مستمر خود برای مقابله با تأثیرات حاصل از این سلاح‌ها اختصاص داد.
خاطرات و بیانات آقای خوش لفظ برای همیشه به عنوان یک پیام قدرتمند در مقابل سلاح‌های شیمیایی باقی خواهد ماند و از خوش اقبالی ما بود که توانستیم ایشان را ملاقات کنیم.
در این زمان سخت قلب‌های ما با شما خواهد بود. همدردی عمیق ما را پذیرا باشید.
ما گلاس النا اسپالینسکا ۔ سرپرست بخش روابط عمومی سازمان منع سلاح‌های شیمیایی.منبع:ایسنا

تعهد تخریب‌چیان به یک فرمانده در «کربلای۴»

شهید حاج سید محمدزینال حسینی، فرمانده تخریب لشکر ۱۰ سیدالشهدا (ع) همه مسئول تیم‌ها را در زیر پل «هفتی هشتی» جمع و آخرین مطالب را یادآوری کرد و روی نقشه هوایی که زمین پهن بود نقطه‌ای را درون شهر «ابوالخصیب» عراق نشان داد.

جعفر طهماسبی، از رزمندگان تخریب‌چی لشکر ۱۰ سیدالشهدا(ع) در گفت‌وگو با ایثار خبر” در رابطه با مأموریت تخریب‌چیان در جریان عملیات «کربلای ۴» اینگونه روایت می‌کند:

«بچه‌های‌ تخریب که به گردان‌ها مأمور می‌شدند، علاوه بر باز کردن معابر و موانع، مأموریت انفجار در طول مسیر عبور گردان‌ها را هم داشتند. مأموریت لشکر ۱۰ سیدالشهداء(ع) عبور از حد لشکر ۴۱ ثارالله و حمله به شهر «ابوالخصیب» بود و باید از منطقه‌ای عبور می‌کردند که نخلستان‌های پر حجم و آبراه‌ِهای عریض و طویل داشت.

تدبیر شده بود که برای تسریع در عبور رزمندگان از میان این نخلستان، با انفجار نخل‌ها پلی بر روی آبراه‌ها قرار بگیرد و قبل از اینکه دشمن خودش را پیدا کند، به او حمله کنیم. تیم‌های مأمور شده به گردان‌ها، همراه خود کمربندهای انفجاری را حمل می‌کردند که داخل آن با خرج انفجاری «پودر آذر» پُر شده بود و در موقع نیاز باید مواد را دور نخل محکم و منفجر می‌کردند. رزمندگان تخریب برای عملیات کربلای ۴ آمادگی خوبی کسب کرده بودند و از همه جهت توجیه شده بودند.

قبل از مامور شدن تیم‌های تخریب به گردان‌ها، شهیدحاج سید محمدزینال حسینی فرمانده تخریب لشکر۱۰ سیدالشهدا (ع) همه مسئول تیم‌ها را در زیر پل «هفتی هشتی» جمع کرد و آخرین مطالب را یادآوری کرد و روی نقشه هوایی که زمین پهن بود نقطه‌ای را درون شهر «ابوالخصیب» عراق نشان داد. ظاهر منبع آب بود و گفت:«فردا صبح اون‌هایی که زنده و سالم موندن در این نقطه همدیگه رو می‌بینیم.» و تعهد شرعی از بچه‌ها گرفت که بعد از انجام مأموریت واگذار شده، دنبال درگیری با دشمن نرویم و در محل مورد نظر حضور پیدا کنیم.منبع:ایسنا

حماسه یک پزشک

پرستار مخصوص اتاق عمل گفت: «من رگ خواب او را دارم الان بیدارش می‌کنم؛ شماها هنوز غیرت و عشق دکتر را به کارش و به جوان‌های مملکت و رزمنده‌ها نمی‌دانید.»

به گزارش ایثارخبر”، امیر سرتیپ ناصر آراسته از فرماندهان ارتشی دوران دفاع مقدس و مشاور نظامی فرماندهی کل نیروهای مسلح در خاطره‌ای درباره ایثار و فداکاری یک پزشک در بیمارستان صحرایی روایت می‌کند: این پزشک بیش از دو روز بود که از اتاق  عمل خارج نشده بود. ناهار و شام و نماز خواندش هم در همان اتاق بود. پشت سر هم مجروح می‌آوردند توی این بیمارستان صحرایی، و او که پزشک جراح بود باید جراحی می‌کرد.

بعضی وقت‌ها حس می‌کرد همین الآن است که از خستگی بیفتد. ولی چه می‌شد کرد، تنها پزشک جراح بود، آن هم با غیرت دینی و حرفه‌ای دلش راضی نمی‌شد در معالجه مجروحین تأخیری داشته باشد. روز سوم بود که سرش خلوت شد. روی برانکار توی اتاق عمل دراز کشید. دقایقی نگذشته بود که به خواب عمیقی رفت. شاید حدود چهار تا پنج ساعت بود که خواب بود.

فرمانده نیروی زمینی آمده بود پیرانشهر و کار ضروری با او داشت. هر چه پرستارها و همکارهایش صدایش می‌کردند و او را تکان می‌دادند، از خواب بیدار نمی‌شد. مثل یک جسم بی‌روح روی برانکار افتاده بود، بالاخره پرستار مخصوص اطاق عمل گفت: «من رگ خواب او را دارم الان بیدارش می‌کنم؛ شماها هنوز غیرت و عشق دکتر را به کارش و به جوان‌های مملکت و رزمنده‌ها را نمی‌دانید.»

رفت بیخ گوش دکتر با صدای معمولی، نه بلند و نه با فریاد گفت: «دکتر مجروح اورژانسی آوردند.» او را تکان نداد و فریاد نزد. دو بار این جمله را گفت.دکتر بلند شد رفت کنار دستشویی دستش را شست و دستکش خواست و گفت: «مجروح رو بیارید تو!» همه خندیدند. پرسید: «چرا می‌خندید؟!» و با فریاد گفت: «عجله کنید!»  جریان را برایش گفتند، به شوخی،چیزی به پرستار گفت و برایش چای آوردند و بعدش رفت به ملاقات فرمانده نیروی زمینی ارتش.منبع:ایسنا

وزیر بهداشت در اولین یادواره ملی شهدا و ایثارگران داروسازی کشور: انتظار خانواده شهدا از ما، چیزی جز ادامه راه آنها نیست

به گزارش ایثارخبر”وزیر بهداشت در اولین یادواره ملی شهدا و ایثارگران داروسازی کشور با بیان اینکه امیدوارم نام، یاد و خاطره شهدا، منحصر به جلسات و سخنرانی ها نشود گفت: شهدا، قهرمانان ملی و خانواده های آنها، سرشار از عشق، ارادت، نشاط و طراوت هستند. خانواده های شهدا با خدا معامله کردند، شهدا، دنیا را رها و به آخرت و مسئولیت دینی، ملی، میهنی و اجتماعی خود به نحو احسن عمل کردند.

وی با اشاره به اینکه امروز روز انجام کارهای بزرگ است و دشمنان کشور و انقلاب، مهیاتر و مشکلات، پیچیده تر است: از امام خمینی(ره) یاد گرفتیم که هر کسی در هر کجا قرار دارد، اگر کارش را به درستی انجام دهد، تکلیف از او ساقط است.

وزیر بهداشت افزود: اخلاق انسانی، مقدمه ای است که انسان به لباس شهادت، جانبازی، و افتخار خانواده شهید شدن و رفاقت با آنها نائل می شود.

دکتر قاضی زاده هوشمی با بیان ایکه در حوزه سازمان غذا و دارو، زمینه وسوسه و  در مقابل زمینه فداکاری، بسیار زیاد است تاکید کرد: انتظار خانواده شهدا از ما، چیزی جز ادامه راه آنها نیست.

وی افزود: در جامعه پزشکی مانند سایر اقشار و صنوف، معدود افرادی هستند که بجای منافع کشور و مردم، به منفعت شخصی خودشان توجه می کنند و گاهی اوقات پر سر و صدا هستند و تابلوهای ظاهر فریبی مانند شهدا و انقلاب را هم در دست داشته باشند، اما میدان عمل مهم است که در آن، سره از ناسره تشخیص داده می شود

وزیر بهداشت با اشاره به اینکه قاطبه همکاران ما در جامعه پزشکی منافع مردم را بر منافع خود ترجیح می دهند تصریح کرد: مدیران و مسئولان وزارت بهداشت، بیش از گذشته به خانواده های شهدا سر کشی کنند زیرا علاوه بر انجام تکلیف، باعث تقویت ایمان در مدیران، می شود.

ساعت به وقت گردان ۱۴۴

بی‌تردید نقش نیروهای مدافع در خرمشهر و آبادان در جلوگیری از سقوط آبادان بسیار تأثیرگذار است. در این میان، حماسه‌آفرینی‌های «گردان ۱۴۴ » پیاده از لشکر ۲۱ حمزه در ماه اول جنگ تحسین برانگیز و از عوامل مهم در جلوگیری از سقوط آبادان محسوب می‌شود. این گردان در مقابل دو گردان زرهی و یک گردان پیاده مکانیزه از لشکر ۳ ارتش بعث عراق مقاومت کرده و با انجام عملیات تأخیری و کسب زمان از دشمن در مورخ ۵۹/۸/۳ باعث شد که تیپ ۲ لشکر ۷۷ از مشهد وارد منطقه گشته و مانع اشغال آبادان گردند.۵۷۳۸۱۸۹۴

 سرتیپ دوم بازنشسته سید علی‌اکبر امینی  پژوهشگر و کارشناس بررسی اسناد پروژه‌های دوازده‌گانه ارتش جمهوری اسلامی ایران است. او در گفت‌وگو با ایثارخبر به شرح حماسه دلاورمردان «گردان ۱۴۴ لشکر ۲۱» برای اجرای عملیات «ثامن‌الائمه (ع)» پرداخته است.

این پژوهشگر توضیح می‌دهد:تهاجم ارتش عراق برای تصرف خرمشهر  در تاریخ ۱۳۵۹/۶/۳۱ از شلمچه آغاز شد. شلمچه تا خرمشهر با ۱۷ کیلومتر مسافت نزدیک‌ترین محور از کشور عراق به خرمشهر است. فرماندهان ارتش عراق با توجه به برتری مطلق توان رزمی در این منطقه پیش‌بینی کرده بودند که ظرف مدت یک روز به نزدیکی خرمشهر خواهند رسید و در مدت دو یا سه روز خرمشهر را اشغال و با عبور از پل خرمشهر-آبادان، آبادان را هم ظرف چند روز تصرف کرده و در کمتر از یک هفته سردمداران کشور عراق به اهداف سیاسی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی که همانا اشغال سرتاسر کرانه شمالی اروندرود می‌باشد، خواهند رسید و با فراهم شدن زمینه تصرف بندر امام خمینی (ره) و بندر ماهشهر سواحل شمال غربی خلیج فارس را در اختیار خواهند گرفت.

شرح مقاومت سرسختانه گردان دژ

در محور وصولی شلمچه-خرمشهر تنها مانع در برابر نیروهای متجاوز وجود نهر «عرایض» بود و اگر متجاوزین موفق می‌شدند این پل را تصرف کنند این مشکل نیز برطرف می‌شد، ضمن این که طول این آبگیر ۶ کیلومتر است و از سمت شمال می‌توان با دور زدن به جاده اهواز و خرمشهر پیشروی کرده و محدودیتی ایجاد نمی‌کند. گردان‌های دژ مستقر در پاسگاه مرزی مقاومت سرسختانه‌ای از خود نشان دادند. تعداد بسیاری از کارکنان گردان دژ و فرمانده گروهان آن نیز شهید شدند. نیروهای عراقی در بعدازظهر روز دوم مهرماه پس از تصرف پاسگاه مرزی شلمچه با حرکت آفندی به منظور تصرف خرمشهر در محور شلمچه از سمت شمال نیروهای زیادی را از نهر عرایض به طرف جاده اهواز و خرمشهر اعزام کردند که یک ستون از نیروها به سمت اهواز در شمال و ستون دیگر به طرف خرمشهر در جنوب به تهاجم خود ادامه دادند.

به این ترتیب، خرمشهر از غرب و شمال مورد هجوم قرار گرفت و از سمت جنوب اروندرود آتش شدید توپخانه و خمپاره به شهر خرمشهر و آبادان همچنان ادامه داشت و از بمباران هوایی برای تصرف هر چه سریع‌تر خرمشهر فروگذار نکرد که با ایثار و فداکاری رزمندگان تلاش آن‌ها بی‌ثمر شد. در این شرایط از طرف نیروی زمینی به منظور کمک به رزمندگان مستقر در آبادان به لشکر ۲۱ اعلام شد که یک گردان سریعا به آبادان اعزام کند. مورخه ۱۳۵۹/۷/۱۲ گردان ۱۴۴ با تجهیزات کامل به سمت راه آهن حرکت کرد. در هر جا که می‌رسیدند مردم به استقبالشان می آمدند تا این که به منطقه آبادان (شادگان) که منطقه تجمع گردان بود رسیدند.

پس از توجیه در منطقه بلافاصله دسته شناسایی برای شناسایی منطقه و عبور از رودخانه اعزام شد. در مورخه ۱۳۵۹/۷/۲۳ به لشکر اعلام شد که قرار است تک هماهنگ شده‌ای علیه دشمن در منطقه پل فلزی انجام شود و گردان ۱۴۴ در این عملیات احتیاط تیپ قرار گرفت. دستورات صادره خیلی سریع و دقیق اجرا می‌شد، مأموریت جدید به گردان ابلاغ شد چون خرمشهر در حال سقوط است و امکان تصرف آبادان می‌رود، قرارگاه اروند به فرماندهی سرهنگ فروزان، در منطقه فعال شده بود.

از ماهشهر تا دوراهی شادگان ۵۰ کیلومتر فاصله و از دوراهی تا آبادان نیز ۵۰ کیلومتر بود. در شهر آبادان دانشجویان دانشکده افسری، یک یکان از لشکر ۹۲ زرهی، تکاوران دریایی نیروی دریایی ارتش در خرمشهر به نیروهای نظامی و ترکیبی از رزمندگان مردمی مدت ۲۵ روز در مقابل دشمن ایستادگی کردند. قسمت‌های زیادی از خرمشهر در دست دشمن است، دشمن نتوانسته به آبادان نفوذ کند، در جاده آبادان هواز در منطقه «قصبه» و «مارد» نیروهای عراقی بر روی رودخانه کارون پل زده و به سمت شرق عبور کرده و سرپلی را در شرق کارون گرفته بودند و تلاش دشمن این است که سرپل را گسترش داده و آبادان را محاصره کند.

پیشروی دشمن برای محاصره آبادان

دشمن تا دو کیلومتری جاده ماهشهر-آبادان پیشروی کرده است و قصد قطع جاده را داشته و سپس آبادان را محاصره کند. نیروهای دشمن در منطقه «لشکر ۳ زرهی تیپ ۳۳ » نیروهای مخصوص عراق یکان‌هایی  همچون «گردان ۳۶ توپخانه» و «گردان ۸۰ » پدافند هوایی، دشمن در شمال سه راهی آبادان-ماهشهر تا هفت کیلومتری شهر ماهشهر پیشروی داشت به طوری که عبور و مرور در جاده مقدور نیست. توپخانه عراق در روز شهر آبادان و منطقه را بمباران می‌کند و پالایشگاه‌های آبادان در حال سوختن است. البته هواپیماهای نیروی هوایی ارتش نیز در دو مرحله نیروهای دشمن را بمباران کردند.

ماجرای یکی از روزهای بحرانی جنگ تحمیلی

سرانجام یکی از روزهای بحرانی جنگ یعنی روز ۱۹ مهر ماه فرا رسید. روزی که نیروهای متجاوز عراقی در تاریکی شب در منطقه مارد که در ۲۰ کیلومتری شمال آبادان قرار دارد، مستقر شدند. این محل برای احداث پل مناسب‌ترین مکان در سواحل نزدیک و دور رودخانه کارون است. (از رودخانه کارون تا جاده اهواز-آبادان). دشمن با احداث پل تجهیزاتی از نوع p.m.p بر روی کارون می‌توانست نیروهای خود را از جاده خاکی به جاده آسفالت آبادان-اهواز برساند.

دشمن در همان شب با عبور ۸۰ دستگاه تانک از رودخانه کارون سرپلی را در شرق کارون ایجاد کرد و ۱۵۰ کیلومتر مربع در شمال آبادان را تصرف و جاده اصلی اهواز-آبادان و آبادان-ماهشهر را قطع و مرحله جدیدی از جنگ آغاز شد. اشغال آبادان هر لحظه امکان‌پذیر بود و دشمن تهدید به اشغال بندر امام خمینی (ره) و بندر ماهشهر می‌کرد. زیرا به علت کمبود نیرو و فراهم نبودن امکانات جهت جلوگیری از عبور دشمن و متوقف ساختن آن اقدام موثری به عمل نیامد. کلیه کسانی که در آبادی مارد بودند توسط عراقی‌ها اسیر شدند.

۲۷ روز از تجاوز دشمن می‌گذرد. «گردان ۲۰۱ ژاندارمری» به ما ملحق شد. یک گردان توپخانه ۱۳۰ میلی‌متری (منها) نیز در کیلومتر ۱۷ آبان مستقر شد. «لشکر ۳ زرهی» دشمن در منطقه گسترش دارد و در جنگ شهری خرمشهر نیز از سایر نیروهای سازمانی استفاده می‌کند. مضاف بر این که گردان ۱۴۴ پیاده با سلاح سازمانی با حداکثر برد حدود سه کیلومتر برخوردار بود.

مقابله با نیروهای زرهی دشمن آن هم در زمین صاف کار ساده‌ای نبود حال آن که دشمن با تانک خود در فاصله پنج کیلومتری می‌تواند به سمت ما تیراندازی کند پس ما باید در تاریکی شب طوری حرکت کنیم که دشمن متوجه ما نشود و از طرفی زمین هم صاف است و بایستی از اصل غافلگیری استفاده کنیم. مجددا وضعیت دشمن را مورد بررسی قرار دادیم و نسبت به اعزام گشتی‌های شناسایی اقدام کردیم.

صدور یک فرمان تاریخی در جنگ تحمیلی

دشمن سرپل اشغالی را به سمت جنوب برای وصول به بهمن‌شیر و با اشغال آبادی سلیمانیه در شمال توسعه و سرپل اشغالی را به عرض حدود ۲۰ کیلومتر و عمق حدود ۱۰ کیلومتر مواضع پدافندی را آرایش و مستقر کرد. در حالی که در ۲۰ مهرماه نیروهای دشمن مستقر در سرپل به پیشروی به سمت جنوب برای وصول به رودخانه بهمن شیر ادامه می‌دادند و لحظه به لحظه به اشغال آبادان که خود به خود سقوط خرمشهر را آسان می‌نمود نزدیک‌تر می‌شدند. فرمان تاریخی حضرت امام خمینی (ره) درباره شکستن حصر آبادان صادر می‌شود دشمن به دو کیلومتری آبادان رسیده سقوط خرمشهر و آبادان قریب‌الوقوع بود.

نیروهای زیادی از دشمن جاده اهواز-آبادان را قطع و به سمت شرق جاده حضور دارند. خرمشهر وضعیت خوبی ندارد. رزمندگان اسلام و دشمن بعثی در حال نبرد تن به تن هستند، همزمان در جنوب اروند نیز دشمن اقداماتی برای قطع کردن نخل‌ها و احداث جاده و تهیه مواضع انجام داده و در مورخ ۵۹/۷/۲۸ قصد نزدیکی به مسجد جامعه را دارد. مقاومت جانانه درخرمشهر سبب شد ارتش دشمن برای ورود به آبادان دچار تردید شود و فقط قصد محاصره کامل آبادان را دارد.

در آبادان دانشجوهای دانشکده افسری «گردان ۱۵۱ دژ» و «گردان ۱۶۵ مکانیزه لشکر ۹۲ زرهی» و تکاوران دریایی ارتش و نیروهای مردمی و تعدادی از نیروهای سپاه مشاهده می‌شود که در مقابل دشمن مقاومت می‌کنند، توپخانه دشمن همچنان در حال مقاومت است و  با احداث پل بر روی رودخانه کارون در منطقه مارد محاصره آبادان را تنگ‌تر می‌کند.

مأموریت و هدف گردان

گردان ۱۴۴ تصمیم می‌گیرد از سه محور پیشروی را انجام دهد. ۱- محور دارخوین آبادان در جاده اهواز-آبادان، ۲- محور ماهشهر-آبادان از کیلومتر ۱۷ به طرف آبادان ۳- محور شمالی جنوبی یا شرقی آبادان که تعدادی از خانواده‌های آبادانی روزانه از آن طرف خارج می‌شوند.  لذا از طریق قرارگاه اروند به گردان ۱۴۴ دستور داده می‌شود که از سمت محور ماهشهر آبادان وارد عمل شود. فرماندهی اروند با دریافت پیام تاریخی حضرت امام خمینی (ره) بلافاصله یک دستور آگهی به گردان ۱۴۴ صادر می‌نماید.

طرح مانور

فرماندهی اروند با توجه به وضعیت نامطلوب خرمشهر با امکانات موجود برای دفاع از آبادان و ماهشهر و اولین ابتکار و خلاقیت فرمانده اروند به منظور سلب ابتکار عمل از دشمن و کسب زمان برای رسیدن نیروهای کمکی از لشکر ۷۷ ظرف روز آینده است با سازمان‌دهی برای حفظ آمادگی‌ها با اجرای یک عملیات آفندی توسط گردان ۱۴۴ انجام دادند.

آخرین شناسایی‌ها با فرمانده گردان، سرگرد شاهین‌راد به همراه سایر فرماندهان انجام شد. زمین منطقه عملیات صاف بود. در جاده ماهشهر آبادان، آسفالت عرض کمی داشت ولی از خارج از جاده تانک و خودرو به راحتی تردد می‌کرد مگر جاهایی از جاده که گودال و باتلاقی بود که تردد در آن‌ها خارج از اشکال نبود از طرف قرارگاه اروند در مورخه ۵۹/۸/۱ سرهنگ حسن حسنی‌سعدی به فرمانده عملیات آبادان منصوب شد.

تداوم جنگ تن به تن در خرمشهر

در خرمشهر جنگ تن به تن ادامه داشت. در شمال آبادان نیروهای خودی از سه راهی ماهشهر – آبادان تا غرب آبادان تا پل بهمن‌شیر- پل نو و ایستگاه ۱۲ در مقابل نیروهای عراقی پدافند می‌کردند. فرماندهی اروند تصمیم بر این داشت به هر ترتیبی که شده جاده ماهشهر آبادان باز شود و محاصره آبادان کامل نشود و برای این مهم تنها دو گردان عمل کننده وجود داشت یک گردان ۱۴۴ پیاده و گردان ۲۰۱ امداد ژاندارمری با پشتیبانی گردان ۱۳۰م م که در کیلومتر ۱۷ آبادان مستقر بود و یک گردان ۱۰۵ م م قرار شد به صورت کمک مستقیم یکان‌های عملیاتی را پشتیبانی کند.

این یکان‌ها قرار بود به ما ملحق شوند. در مورخ ۵۹/۷/۲۸ شهر خرمشهر در اشغال دشمن بود به جز مسجد جامع که رزمنده‌ها واقعا جانفشانی می‌کردند. اوایل آبان‌ماه روزهای شوم و ناامیدی برای مدافعان خرمشهر بود بچه‌ها خسته و مجروح بودند. تعدادی اسیر شده بودند، رادیو آبادان بچه‌ها را به مقاومت دعوت می‌کرد و در همین روز بود که خرمشهر سقوط کرد و دشمن فشار زیادی را برای محاصره آبادان ایجاد کرده و نیروهای جدیدی را در جنوب جاده ماهشهر-آبادان مستقر کرده و به تدریج به سمت جنوب برای تنگ‌تر شدن محاصره آبادان در جنوب جاده آبادان در حال حرکت است.

از آن طرف نیروی زمینی ارتش  جمهوری اسلامی ایران دستور حرکت تعدادی از یکان‌ها از لشکر ۷۷ پیروز ثامن الائمه (ع) و تیپ ۳۷ زرهی و تیپ ۵۵ را داده ولی تاکنون وارد منطقه نشده بودند. ساعت ۱۰ صبح ۵۹/۸/۲ تصمیم گیری نهایی در جلسه‌ای در قرارگاه با حضور شهید فلاحی، شهید فکوری و رئیس جمهور تشکیل شد. رکن دو و رکن سه وضعیت نیروهای دشمن را تشریح کردند. هدف دشمن پس از سقوط دشمن اشغال آبادان است. ما باید زمان را از دشمن بگیریم تا تیپ ۲ لشکر ۷۷ پیروز ثامن‌الائمه (ع) از طریق هوا و دریا به شهر آبادان وارد شود.

نیروهای دشمن از لشکر سه زرهی شامل گردان‌های تانک المغداد و گردان ۴ مکانیزه از لشکر سه زرهی عراق و یکان‌های پشتیبان‌کننده که شامل ۵ گردان توپخانه و گردان شناسایی صلاح‌الدین در شرق کارون-شمال آبادان البته یکان‌های تقویتی که تا بصره در منطقه حضور داشتند آورده نشده است.

«این عملیات در راستای فرمان فرماندهی کل قوا است»

از طرفی زمین منطقه عملیاتی صاف، بدون عارضه که برای حرکت تانک‌ها هیچ گونه مشکلی به وجود نمی‌آورد تانک‌ با قدرت آتش و تحرک دید بیشتر بهتر قادر است نیروهای پیاده را تا حدود پنج کیلومتر مورد هدف قرار دهد در صورتی که گردان پیاده در این مسافت با توجه به حداکثر برد سلاح‌های آن‌ها هیچ گونه تأثیری نخواهد داشت و صرفا موشک «تاو» که تا سه کیلومتر و خمپاره ۱۲۰ میلی‌متری به صورت منحنی می‌توانستند در عمق، مورد استفاده قرار گیرند. سرهنگ فروزان گفت: «ما این موارد را می‌دانیم و آگاه هستیم اما هم اکنون حیثیت نظامی و ملی ما در خطر است و باید دفاع کنیم. اگر در مقابل آن‌ها بایستیم جرأت پیشروی نخواهند داشت و این عملیات در راستای فرمان فرماندهی معظم کل قوا است.اگر در این عملیات موفق شویم به هدف دومی نیز می‌رسیم و آن این است که شرق و جنوب آبادان آزاد می‌شود یعنی ما قادر هستیم که از طریق دریا یا هوا به آبادان نیرو اعزام کنیم و پشتیبانی لازم را انجام دهیم؛ البته باید عملیات انجام شود تا تیپ ۲ به فرماندهی سرهنگ روح‌الله سروری از لشکر ۷۷ خراسان به این منطقه برسد و با این عملیات زمان را از دشمن می‌گیریم و پیشروی دشمن را متوقف می‌کنیم و اجازه ورود دشمن را به آبادان نمی‌دهیم و آن را از رسیدن به هدف خود همانا تصرف آبادان ناکام خواهیم گذاشت.»

از آن جا که نیروهای دشمن در شمال شرق آبادان به استعداد دو گردان تانک و یک گردان پیاده مکانیزه خیلی بیشتر از نیروهای ما بود و نیروهای دشمن در موضع پدافندی قرار داشتند.

برابر اصول جنگ، نیروی آفندی بایستی بیشتر از نیروی پدافندی باشد و از آنجا که فرمان حضرت امام خمینی (ره) مبنی بر شکستن حصر آبادان بود در نتیجه سرهنگ فروزان فرمانده قرارگاه اروند در روز یکم آبان‌ماه فرمانده گردان ۱۴۴ پیاده (سرگرد فرض‌الله شاهین‌راد) و فرمانده گردان ۲۰۱ ژاندارمری (سرهنگ دوم دارایی) را احضار کرد و در جلسه اظهار کرد که: «متأسفانه خرمشهر سقوط کرده و دشمن فشار را برای محاصره آبادان اضافه کرد است. اگر در اجرای عملیات تأخیر داشته باشیم دیگر قادر نخواهیم بود که جلوی دشمن را بگیریم البته نیروی زمینی دستور حرکت تعدادی از یکان‌ها را به سمت جنوب داده است در صورتی که منتظر آمدن این نیروها باشیم زمان را از دست می‌دهیم.» برای تصمیم‌گیری نهایی جلسه‌ای در قرارگاه تشکیل می‌شود. شهید فلاحی، شهید فکوری و تعدادی از مسئولین حضور داشتند شما نیز در این جلسه شرکت کنید. اگر مواردی هست بازگو کنید.

نقشه‌ای که برای جلوگیری از سقوط آبادان اجرا شد

ساعت ۱۰ روز دوم آبان ماه سال ۵۹ رئیس رکن دوم، سرهنگ لطفی از وضعیت نیروهای دشمن صحبت و اعلام کرد فشار دشمن پس از سقوط خرمشهر روی آبادان است که با محاصره آبادان به اهداف خود خواهد رسید و رئیس رکن ۳ (سروان حسن کاوه) گفت که ما بایستی برای جلوگیری از محاصره آبادان برای مدت کوتاهی نقش بازدارنده داشته باشیم و  زمان را از دشمن بگیریم.

پس از توضیحات سرهنگ فروزان، اهداف مشخص شد. بایستی با همین تعداد اندک جلوی پیشروی دشمن را می‌گرفتیم. در این لحظه یکی از حاضرین جلسه بلند شد و با صدای رسا گفت: «در کربلا یاران حضرت امام حسین (ع) نیز ۷۲ تن بودند. می‌دانستند که اگر با لشکریان یزید بجنگند کشته می‌شوند جنگیدند و شهید شدند و نگذاشتند دشمن به اهداف خود برسد و خط سرخ شهادت را برای همیشه تاریخ نمایان ساختند.» از این رو حجت بر ما تمام شده است.

بنابر تصمیم قرارگاه اروند عصر همان روز ۵۹/۸/۲ از منطقه موضع تک در ۱۰ کیلومتری آبادان در محور ماهشهر- آبادان حرکت کردیم تا ساعت تک ابلاغ شود و پس از هماهنگی‌های لازم، گردان ۱۴۴ پیاده در محور ماهشهر- آبادان به سمت دشمن تک اصلی را انجام دهد. «گردان ۲۰۱ ژاندارمری» مأموریت داشت از دور زدن و بستن عقبه گردان ۱۴۴ توسط دشمن جلوگیری و به عنوان پهلودار در سمت راست عمل کند و پس از موفقیت و پاک‌سازی جاده از دشمن، هر دو گردان موضع پدافندی در مقابل دشمن را عهده‌دار گردند برابر با نقشه پوست.

با توجه به وضعیت نیروها تک اصلی به عهده گردان ۱۴۴ بود و بایستی جنوب جاده و یک کیلومتر از شمال آن پاک‌سازی تا خط پدافندی در یک کیلومتری شمال جاده در مقابل دشمن اتخاذ شود. از چهار قبضه موشک تاو، سه قبضه به گروهان‌ اختصاص و یک قبضه در اختیار گردان بود. گروهان در خط از ادوات ضدزره مثل «تفنگ ۱۰۶م م» «تفنگ ۵۷ م م» و »آر پی جی ۷ »و «موشک دراگون» استفاده می‌کردند.

پس از ابلاغ مأموریت گروهان‌ها سازماندهی شدند. معاون گردان سرگرد محمدی مأموریت داشت با گروهان یک حرکت کند و هماهنگی‌ با گردان ۲۰۱ ژاندارمری را داشته باشد تا شکافی بین نیروها ایجاد نشود. سروان کاوه رئیس رکن ۳ هم مأموریت داشت همراه گروهان ۳ حرکت کند و چنانچه نیاز به احتیاط بود اقدام کند.

سرگرد شاهین‌راد با گروهان ۲ حرکت کرد تا ارتباط نظری را با هر دو گروهان به عمل آورد. فرمانده گروهان ارکان (سروان یزدان ستا)، پشتیبانی «خمپاره ۱۲۰ م م» و« ۸۰ م م» و تدارک در رساندن مهمات را در طول عملیات عهده‌دار شود. وی به تک تک سربازان و سایر کارکنان مهمات و جیره اضطراری داد و  مشخصات فردی را تمام کارکنان گردان پس از نوشتن در جیب چپ خود گذاشت (در آن زمان پلاک هویت نداشتیم). از فرماندهان گروهان خواسته شد از وضع آمادگی یکان از لحاظ تجهیزات، سلاح و مهمات آخرین بازدید به عمل آید و رفع اشکال شود.تمام تلاش ما این بود که از نیروی انسانی و تجهیزات برای اجرای مأموریت استفاده شود.

ساعت ۴ بعدازظهر بود که دستورات آمادگی گردان تمام شد و جلسه خاتمه یافت. پس از آماده شدن گردان، هماهنگی ضروری و مورد نیاز با گردان ۲۰۱ ژاندارمری که در سمت راست گردان ۱۴۴ بایستی عملیات انجام می‌داد به عمل آمد. گردان دارای استعداد خوبی از لحاظ نیروی انسانی و پشتیبانی آتش بود. سلاح ضد زره فقط آر.پی.جی ۷ بود و از لحاظ ارتباط مخابراتی بین ۲ گردان هماهنگی ایجاد شد. گردان مأموریت داشت اولا اجازه ندهد دشمن، گردان ۱۴۴ را از پشت دور بزند و موضوع پدافندی پشت دشمن را حفظ کند. دوم این که توسط سلاح‌های موجود آتش اجرایی دشمن را بر روی گردان ۱۴۴ کم کند و آنگاه ضمن پیشروی در محور ماهشهر-آبادان خط پدافندی ۱۵۰۰ متری را اشغال کند.

برابر گزارش نوبه‌ای قرارگاه اروند که در روز ۲ آبان ماه به دست ما رسید دشمن با استفاده از تکاوران تیپ ۳۳ نیروی مخصوص خود جنگ شهری را به نهایت شدت رساندند و به وسیله توپخانه و هواپیما به صورت مداوم شهرهای خرمشهر و آبادان را بمباران می‌کردند.

البته نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز در روز یک آبان با چندین سورتی پرواز مناطق دشمن را بمباران کرد. تسلط دشمن بر انتهای شمالی پل خرمشهر باعث شده که ارتباط بین رزمندگان داخل شهر با ارسال مهمات به نیروهای باقی مانده در داخل شهر خرمشهر صورت نگیرد. با وجود این که بالگردهای هوانیروز ارتش تلاش فراوانی در کمک رسانی به نیروهای داخل شهر خرمشهر داشتند اما برقراری ارتباط مجدد امکان‌پذیر نشد و خرمشهر به خونین شهر شهرت یافت و قسمت عمده آن به دست دشمن سقوط کرد.

اشتیاق رزمندگان ارتشی برای دفاع از آبادان

در گردان جنب و جوش بزرگ و باورنکردنی به وجود آمده بود. رزمندگان علاقه زیادی برای انجام عملیات داشتند. تعداد ۱۵ نفر از نیروهای مردمی که با گردان بودند علاقه داشتند با گروهان‌های پیاده به صورت تک تیرانداز در خط باشند و با توجه به این که شخصی بودند در امور رانندگی و امداد از وجود آن‌ها استفاده شد که با علاقه و پشتکار بسیار خوبی باعث تقویت روحیه نیروهای گردان شدند. قبل از حرکت به موضع تک، تجهیزات انفرادی مثل قمقمه، فانسقه، خشاب، سلاح و مهمات همچنین جیره ۲۴ ساعته اضطراری بین همه تقسیم شد. مهمات ۱۰۰ تیر فشنگ علاوه بر این به هر سرباز دو نارنجک دستی هم داده شد. آخرین بازدید به عمل آمد. وضعیت جوی و گرمای شدید نخلستان شادگان و همچنین هیجان روحی قبل از عملیات اجازه استراحت نمی‌داد. نزدیک غروب آفتاب بود. زمان کمی برای سوار شدن نیروها به خودروهای تعیین شده و حرکت به سمت تک مانده بود.

رئیس جمهور، شهید فلاحی، شهید فکوری، جناب سرهنگ فروزان و تنی چند از مسئولین کشوری در منطقه تجمع گردان جمع شده بودند که همگی برای هر چه بهتر انجام شدن مأموریت برای گردان آرزوی موفقیت کردند.

پس از رفتن هیئت بازدیدکننده دستور سوار شدن نفرات به خودروها داده شد. در حالی که نیروها سوار خودروها می‌شدند فرماندهان گروهان‌ها احضار و در مورد ترتیب حرکت یکان‌ها توقف خودروها در نزدیکی موضع توپخانه ۱۳۰ م م در کیلومتر ۱۷ آبادان و همچنین حرکت نیروها از موضع توپخانه تا نقطه رهایی تعیین شده همچنین ساعت (س) و اشغال موضع تک دستوراتی به شرح زیر صادر شد: حرکت از منطقه تجمع در شروع تاریکی و با چراغ خاموش صورت می‌گیرد. ابتدا دسته شناسایی گروهان ارکان حرکت می‌کند بعد گروهان یکم سپس گروهان سوم  و بعد از آن گروهان دوم و در انتهای ستون گروهان ارکان حرکت می‌کند. موشک‌های تاو با خدمه مربوطه از گروهان ارکان جدا و به گروهان پیاده پیوستند.

در نزدیکی موضع توپخانه ۱۳۰م م نیروها از خودروها پیاده شده و به صورت ستون راهپیمایی تا محلی که توسط دسته شناسایی علامت گذاری شده راهپیمای انجام شد. از نقطه رهایی که حدود سه کیلومتری دشمن بود گروهان یک به سمت راست حرکت کرد، گروهان دو به سمت چپ جاده و گروهان سه از همان نقطه متوقف شد.

تا ساعت ۳ مورخ ۵۹/۸/۳  در محل توقف و بدون ایجاد سروصدا و روشنایی منتظر ماندیم. پس از خاتمه دستورات همه سوار بر کامیون‌ها شدیم. هوا تاریک شد. با توکل به خدا اولین خودرو از گروهان یکم حرکت کرد. ستون پشت سر هم به راه افتاد. اولین ستون به دو راهی شادگان-آبادان نرسیده بود که هوا کاملا تاریک شد و دید بسیار محدود و جاده باریک بود. سرعت خودروها بیشتر از ۱۰ کیلومتر نبود. پس از رسیدن به موضع توپخانه به مدت سه ساعت طول کشید. از آنجا تا نقطه رهایی که حدود هفت کیلومتر بود به صورت پیاده حرکت کردیم. این حرکت دو ساعت طول کشید.

وضعیت خرمشهر و آبادان در روز سی‌وسوم

یک ساعت مانده بود که نیروها به موضع تک برسند تا آن موقع دشمن با پیشروی در شمال آبادان و عبور از رودخانه کارون و سپس قطع جاده آبادان-اهواز بعد از آن قطع جاده ماهشهر-آبادان و محاصره نیم بیشتری از شهر آبادان با هیچ نیروی نظامی که توان مقابله را داشته باشد و یا می‌توان گفت با هیج نیروی نظامی به جز در داخل شهر آبادان و خرمشهر برخورد نکرده بود. ۳۳ روز از یورش ناجوانمردانه دشمن به سرزمین مقدس ایران می‌گذشت. مقاومت رزمندگان سبب شده بود که دشمن نتواند بر خرمشهر مسلط شود. یک ساعت و اندی به زمان شروع تک مانده بود. شعله‌های آتش بر اثر گلوله باران مداوم دشمن از پالایشگاه آبادان بلند بود ما از نزدیک شاهد انفجارات پی‌درپی بودیم. از طرفی صدای ریزش ساختمان‌های چند طبقه از راه دور شنیده و دیده می‌شد.

صدای غرش توپ‌ها آرام نمی‌گرفت. لوله‌های نفت که کیلومترها در جنوب جاده ماهشهر آبادان مشاهده می‌شد بر اثر اصابت گلوله شعله آتش و توام با دود غلیظ از آن برمی‌خواست. هر فرد ایرانی با دیدن این صحنه‌ها بی‌اختیار اشک از چشمانش جاری می‌شد. نهایت بی‌رحمی دشمن را نشان می‌داد.

مردم آواره و سرگردان شهر آبادان از تاریکی هوا استفاده می‌کردند و هر کدام به فراخور توان خود توشه‌ای برای رفع نیاز سفر برداشته  و با غم از دست دادن عزیزانشان از شهر خارج می‌شدند. محل خروج از قسمت جنوب شرقی شهر از طریق احمدآباد ابوشانگ بود. خروج از شهر در پناه رزمندگان حاضر در صحنه صورت می‌گرفت و تا رسیدن به جاده اصلی مسافت زیادی را بایستی طی می‌کردند. خروج تعدادی از بچه‌های کوچک و پیرمردها و پیرزن‌ها  با مشکلات زیادی همراه بود. تمام زندگی‌هایشان به تاراج رفته بود. تعدادی از آن‌ها می‌بایست ده‌ها کیلومتر با پای پیاده زیر آفتاب سوزان خوزستان از منطقه خارج می‌شدند و تعدادی نیز به علت نبودن آب،امکانات و کهولت سن جان به جان آفرین تسلیم می‌کردند. تعدادی از همین مردم آبادان برای حفاظت از این مرز و بوم و ناموس و اسلام خود همراه دیگر رزمندگان جنگیدند و تعدادی نیز به فیض شهادت نایل گردیدند.

دشمن حضور ما را در موضع تک که در نزدیکی خط مقدم بود درک نکرده بود زیرا تا آن زمان فقط رزمندگان از شهرهای آبادان و خرمشهر محافظت می‌کردند و نیروهای شهری در مقابل دشمن ایستادگی می‌کردند. هدایت عملیات با قرارگاه اروند بود. اما این قرارگاه تازه شکل گرفته بود و ستاد کاملی نداشت. از آنجایی که نیروهای عمل کننده یک گردان پیاده از ارتش و یک گردان ژاندارمری بود برابر روش یکان ژاندارمری بایستی زیر امر یکان نظامی قرار گیرد ولی به دلیل این که درجه فرمانده گردان ۲۰۱ ژاندارمری سرهنگ دو و بالاتر از درجه فرمانده گردان ۱۴۴ بود و از طرفی استعداد نیروهای عمل کننده نظامی و ژاندارمری در حد گردان بود و یکان دیگری برای انجام عملیات وجود نداشت به همین جهت قرارگاه اروند دستور عملیات کامل صادر نکرد و در نتیجه نیروهای عمل کننده بایستی اهداف قرارگاه اروند را تأمین می‌کردند.

موفقیت عملیات بستگی به عملکرد نیروی حاضر در صحنه عملیات داشت. دست فرمانده قرارگاه اروند در هدایت عملیات به علت داشتن نیروی احتیاط خالی بود زیرا عملیات از نظر نظامی قابلیت انعطاف نداشت و نیروهای عمل کننده با تمام توان و تا آخرین نفس بایستی می‌جنگیدند و در عمل هدف قرارگاه اروند کسب زمان بود.

رمز عملیات محدود

«عملیات  ثامن‌الائمه» رأس ساعت مقرر، یعنی ساعت ۳ مورخ ۵۹/۸/۳ تک با رمز یا «علی‌ابن ابی‌طالب (ع)» شروع شد. در ابتدای حرکت فاصله تا دشمن زیاد بود به صورت دسته به دسته نفرات پشت سر هم حرکت کردند تا ساعت ۴ هیچ حرکتی گزارش داده نشد و نیروها به موانعی برخورد نکردند. دشمن کاملا غافل‌گیر شده بود و گروهان سه تا ۵۰ متری دشمن رسید. منتظر سایر گروهان‌ها بود. گردان ۲۰۱ به باتلاق برخورد کردد که بایستی آن را دور زده و حرکت می‌کرد.سایر گروهان‌ها نیز به نزدیکی دشمن رسیدند ولی متأسفانه این یکان( گردان ۲۰۱) نتوانست خود را به سایر یکان‌ها ملحق کند. هر سه گروهان در نزدیکی دشمن بودند. دستور تک داده شد و سنگرهای جلویی به وسیله نیروهای تک کننده اشغال شد.

تعدادی از عراقی‌ها در خواب کشته شدند و تعدادی اسیر شدند. نفربرهای دشمن به دست آرپی‌جی‌زن‌ها نابود شدند. دستور پاک‌سازی سنگرهای دشمن صادر شد. صدای الله اکبر و صدای گلوله سلاح‌ها خواب را از دشمن گرفته بود. منطقه نیز حال و هوای خاصی داشت. دشمن گیج شده بود. تا روشن شدن کامل هوا مواضع جلوی دشمن اشغال شد و تا طلوع آفتاب عراقی‌ها به علت عدم اطمینان از سقوط سنگرهای جلویی نیروهای خود از تیراندازی خودداری کرده و پشت نیروهای ما را زیر آتش گلوله‌های توپ و تانک قرار می‌دادند.

حجم آتش زیاد اما دقت آن کم بود. پس از طلوع آفتاب و اطمینان از این که مواضع جلو در اشغال نیروهای ما است آن مواضع هم زیر آتش شدید دشمن قرار گرفت و در اندک زمانی آرپی‌جی زن‌ها و خدمه سلاح‌های ضد تانک مانند موشک‌های تاو و تفنگ‌های ۱۰۶ م م با گلوله‌های مستقیم تانک‌ها و تیربارهای دشمن شهید و مجروح شدند. حدود نیم ساعت پس از طلوع آفتاب، دشمن دقیقا محدوده حرکت نیروها را ارزیابی کرده و با آتش مداوم و مستقیم اجازه هیچ گونه حرکتی را به گردان ۲۰۱ ژاندارمری نداد. فاصله‌ای که بین گردان ۲۰۱ و گروهان یک گردان ۱۴۴ ایجاد شده بود پر نشد در نتیجه گروهان یکم از طرف راست و جلو زیر آتش شدید دشمن قرار گرفت. ساعت ۸ به بعد گردان ۲۰۱ ژاندارمری که توسط دشمن بعد از دور زدن باتلاق متوقف شده بود و از طرفی برد سلاح‌های سازمانی‌اش به دشمن نمی‌رسید متحمل تلفات و ضایعات زیادی شد و عقب‌نشینی کرد.

گروهان یکم در شرایط سخت‌تری قرار گرفت. دشمن در حال دور زدن گروهان بود. گروهان دوم هم زیر آتش مستقیم و غیرمستقیم دشمن قرار گرفت. زیرا همان‌طوری که قبلا گفته شده بود دشمن دارای دو گردان تانک و یک گردان پیاده مکانیزه بود در مقابل، ۶ دستگاه تانک خودی قابل مقایسه نبود. در ساعت ۸:۳۰ بی‌سیم‌چی و تعدادی از رزمندگان مجروح شدند و برای تخلیه مجروحین تلاش زیادی را کردیم و یک دستگاه آمبولانس اعزام شد که در بین راه مورد اصابت توپخانه دشمن قرار گرفت.

ساعت ۹ صبح تعدادی از دیده‌بان‌های خمپاره ۱۲۰م م و ۸۱ م م مجروح شدند یکی از درجه‌داران گردان (استوار فراهانی) با چهار قبضه خمپاره ۱۲۰  شروع به تیراندازی کرد و در همین عملیات به درجه رفیع شهادت نائل آمد. ۶ دستگاه تانک مورد اصابت موشک‌های مالیوتکا قرار گرفت. همچنین دو دستگاه شلیک موشک تاو مورد شلیک تانک قرار گرفت و کارکنان آن به شهادت رسیدند. ساعت ۹ صبح مشخص شد که گردان خودش را از درگیری نجات داده است.

وظیفه دسته خمپاره‌انداز در این شرایط این بود که در جلو دشمن با ایجاد پرده‌ای از دود بتواند نفرات باقی مانده در پناه آن خود را به جاده برسانند. فرمانده گروهان یکم  و رئیس رکن سه شهید شد. از ساعت ۱۱ صبح به بعد تیراندازی از سوی نیروهای خودی به جز خمپاره‌انداز ۸۱ و ۱۲۰ میلی‌متری به تدریج کاهش یافت زیرا هر لحظه به تعداد مجروحین و شهدا اضافه شد.

از ساعت چهاربعدازظهر دیگر هیچ گونه آتش مستقیمی از سوی نیروهای خودی اجرا نمی‌شد. فقط خمپاره‌اندازهای ۱۲۰م م فعال بودند. تعدادی از شهدا و مجروحین  توان حرکت نداشتند. بالاخره می‌بایستی از منطقه درگیری خارج می‌شدیم. بعد از ۱۱ ماه از تاریخ ۱۳۵۹/۸/۳ که عملیات ثامن‌الائمه (ع) در تاریخ ۱۳۶۰/۷/۵ توسط لشکر ۷۷ خراسان و سایر رزمندگان در منطقه اجرا شد و شرق رودخانه کارون از لوث وجود دشمن پاک‌سازی شد تعداد ۶۳ تن از شهیدان جمع‌آوری و به معراج شهدا تحویل داده شد.

در نتیجه باقی مانده گردان در پناه لوله‌های نفت خودشان را به مواضع خمپاره‌انداز ۱۲۰ م م رساندند. تعدادی از مسئولین از جمله شهید فلاحی در آنجا حضور داشتند. شهید فلاحی جلو آمد، صورت سرگرد شاهین‌راد فرمانده شجاع گردان ۱۴۴ را بوسید و گفت امروز شما دین خود را نسبت به انقلاب و میهن اسلامی ادا کردید.

دستاوردهای عملیات ماهشهر-آبادان

برای به دست آوردن زمان، این عملیات انجام شد، تا قسمتی از لشکر ۷۷ (گردان ۱۵۳ به فرماندهی سرهنگ کهتری) که هم اکنون در منطقه هستند خود را به آبادان رساند و جلوی هجوم نیروهای عراقی را از روی پل خرمشهر و آبادان را بگیرند. نیروهای دشمن را در ساحل رودخانه بهمن شیر منهدم و چهار کیلومتر به عقب برانند و در تاریخ ۹ آبان فرماندهی منطقه آبادان که به ارتش واگذار شده بود با حضور تکاوران نیروی دریایی و تعدادی از نیروهای سپاه پاسداران و گردان ۱۵۳ پیاده توانستند با حمله متقابل عناصری از دشمن را نابود و آنان را از جزیره آبادان خارج نمایند. در این عملیات رزمندگان اسلام ۲۸۰ تن از بعثی‌ها را کشتند و ۱۳۰ تن از آنان را اسیر گرفتند و پل احداث شده بر روی رودخانه بهمن شیر را منهدم کردند.

شهدای شاخص این عملیات:

سروان غلامعلی بکتوستان (فرمانده گردان)

سرگرد حسن کاوه (رئیس رکن ۳)

سروان محمد حاتمی (فرمانده گروهان)

ستوان یکم مسعود غضنفری (معاون گروهان)

ستوان درویش (معاون گروهان)

و تعداد ۶۵ شهید گلگون کفن دیگر و تعداد ۷۳ جانباز و تعدادی آزاده تقدیم این عملیات و انقلاب اسلامی شد.

منبع:ایسنا

۵۷۵۶۱۵۴۹

فرزند شهید کاوه : دفاع مقدس دفاع از مرزهای جغرافیایی نبود ، بلکه حراست از مرزهای عقیدتی بود

زهرا کاوه، فرزند معزز سردار شهید کاوه در صفحه شخصی خود در تحلیل به عکس کودکی خود با لباس سپاه عنوان کرد:
تصویر متعلق به اینجانب زهرا کاوه در سن ۳ سالگی و برای اولین بار در صفحه خودم به اشتراک میگذارم .۳۷۹۷۰۹۹-IMG_20170924_202843
برداشتهای متفاوتی از این تصویر صورت گرفته و شاید از دلائل رسانه ای شدنش علاوه بر جایگاه خاص پدر شهیدم، نگاه پُر از بُهت و اندوهم و لباس سبزیست که سَمبُلی از جهاد و شهادت است و من به دلیل علاقه به عکسهای پدرم که در تصاویر به جا مانده اش اکثرا همین لباس را میپوشید، اصرار داشتم این رنگ را بپوشم .

این روزها که پس از سالها عبور از چراییِ علل خاتمه جنگ مجددا به بهانه هفته دفاع مقدس شاهد تحلیلهای شبهه روشنفکری هستیم لازم دانستم دو نکته را به عرض برسانم:
اول )ما درد یتیمی و فقدان بزرگترین تکیه گاه زندگی یعنی “پدر” را با گوشت و خون لمس کرده ایم و آثار آن تا را تا پایان حیاتمان حس خواهیم کرد .

آنچه سبب آرامشان میشود امنیت و عزت ملت بزرگ و متم�’دن ایران است .اگر من درد یتیمی را درک میکنم اما امروز مل�’تی در زیر چکمه های بیگانگان ، ذلیل نشدند .
این امنیت و آرامش گوارای مردم وفادارمان باد .

دوم) هشت سال دفاع مقدس برای ملت بزرگ ایران فقط دفاع از مرزهای جغرافیایی نبود بلکه حراست از مرزهای عقیدتی هم بود. شهدای ما با پیشانی بند هیهات من�’ا الذله ، عاشقانه به معبودشان لبیک گفتند.

ما امروز و پس از سالها شاهدیم که در قلب لیبرال دموکراسی غرب ، از جنگهایی تجلیل و تقدیر میشود که نه برای خدا و نه در راه حسین بن علی، بلکه برای دنیایشان رُخ داد. غربیان از جنگ جهانی تجلیل میکنند که علت آغازش کشور گشایی و خونریزی بود. شهدای ما برای دفاع از کیان و عزتمان رفتند.
در پایان به آنها که عادت دارند نشخوار جویده غربیها را بجوند اعلام میداریم کاتولیک تر از پاپ نشوید و لا اقل نحوه قدردانی از جنگ را هم از آنان بیاموزید.

IMG_20170924_201627_119

کتاب «شراره‌های خورشید» رونمایی شد

مراسم رونمایی از کتاب «شراره‌های خورشید» (کارنامه عملیاتی لشگر ۲۷ در عملیات آبی‌خاکی خیبر) با حضور جمعی از فرماندهان و پیشکسوتان دوران دفاع مقدس حوزه هنری برگزار شد.۵۷۵۵۳۵۶۸ (۱)

به گزارشایثارخبر”، در این مراسم،سردار محمدرضا یزدی فرمانده سپاه تهران در سخنانی گفت: ارزش عملیات خیبر به این است که اولین عملیات آبی‌خاکی ما در دوران دفاع مقدس محسوب می‌شود. مدیریت جنگ در این عملیات به‌ گونه‌ای بود که دشمنان ما متوسل به غرب و شرق شدند اما بچه‌های ما توانستند جزیره را حفظ کنند.  از نظر من این یک اصطلاح غلط است که به جنگ؛ جنگ می‌گوییم چراکه انصافاً یک دفاع مقدس بود و برای نظام جمهوری اسلامی ایران افتخارآفرینی داشت.

سردار یزدی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: برگ زرین عملیات خیبر زندگی شهید همت بود. حتما شهادت‌ها افتخارآفرین است اما نحوه زندگی این شهدا نه فقط افتخارآفرین بلکه آموزنده است. جوانان ما باید شیوه زندگی همت را یاد بگیرند. از طرف دیگر امروز ما وارث زندگی ارزشمندی هستیم که چنین حرکتی دارد و برگرفته از آموزه‌های عاشورا است. ما باید در زاویه نگاه همت قدم برداریم و تلاش کنیم. اگر اینگونه باشد قطعا اجر مادی و معنوی بسیاری خواهیم یافت.

فرمانده سپاه تهران بیان کرد: آنها که صدای همت را شنیده‌اند قطعا دین بزرگی بر گردنشان است اما جوانانی که در نسل‌های بعد با عکس همت با او آشنا شده‌اند بدانند که اگر راه او را بروند ضمن کسب توفیق در زندگی اجر بزرگی نیز نصیبشان خواهد شد.

به گزارش ایسنا، در بخش دیگر این مراسم، سردار گل‌علی بابایی نویسنده کتاب «شراره‌های خورشید» که کارنامه عملیاتی لشگر ۲۷ محمدرسول‌الله (ص) در عملیات خیبر را شامل می‌شود، بیان کرد: بعد از ۱۲ سال شاهد به بار نشستن تلاشمان برای چاپ این اثر شدیم. قبل از آن ما کتاب «همپای صاعقه» و «ضربت متقابل» را به چاپ رسانده بودیم. قرار بود که بعد از آن به عملیات‌های دیگری هم بپردازیم اما کار تدوین و پژوهش آنها انجام نشد و به همین دلیل مجموعه‌های سوم، چهارم و پنجم منتشر نشد و ششمین مجموعه که «شراره‌های خورشید» نام دارد به چاپ رسید.

این نویسنده یادآور شد: این کتاب حاصل یک سال و نیم تلاش فشرده من و آقای حسین بهزاد است و تا آنجایی که توانسته‌ایم بی‌طرفانه مطالب را بیان کرده‌ایم اما من اعتقاد دارم تا وقتی که تمامی اسناد مرتبط با دفاع مقدس را که در اختیار برادران ارتشی و سایر یگان‌های حاضر در جنگ تحمیلی بوده‌اند، در اختیار نداشته باشیم، صحبت از اینکه بگوییم این کار بی‌نقص است، ممکن است بی‌ربط باشد.

بابایی با اشاره به اظهارنظرهای علاءالدین خمر فرمانده نیروی زمینی ارتش بعث صدام گفت: در مصاحبه‌ای با یک خبرنگار آمریکایی گفته بود در نبرد شرق بصره یعنی خیبر طرح ایرانی‌ها بسیار خوب بوده است اما منابع‌شان متناسب با اهدافشان نبوده است.

وی بیان کرد: پیام کتاب «شراره‌های خورشید» انتقال استقامت رزمندگان به نسل جوان است که باید ثبت شود چراکه وقتی فرازهایی از این کتاب را می‌نوشتم بسیار سنگین و سخت برایم بود.

به گزارش ایسنا، در بخش دیگر این مراسم با حضور حجت‌الاسلام شیرازی نماینده ولی فقیه در سپاه قدس، سردار یزدی فرمانده سپاه تهران، محمدمهدی همت فرزند شهید همت، میثم دستاوره فرزند شهید دستاوره، وهب همدانی فرزند شهید همدانی و میثم کریمی فرزند شهید عباس کریمی و سردار سعید قاسمی از فرماندهان لشگر ۲۷ از کتاب «شراره‌های خورشید» رونمایی شد.

منبع:ایسنا۵۷۵۵۳۵۶۸ (۱)

میرزاعلی؛ مردی برای تاریخ مقاومت

۲۶ اسفند ماه بود، هنگام ظهر وضو گرفته و نماز خواندند و با تمام توان مبارزه ‏کردند تا همه به شهادت رسیدند، شهادتش چنان برای دشمن مهم بود که خبرش را بارها در اخبار و روزنامه اعلام کردند.

به گزارش ایسنا، میرزاعلی رستم‌خانی سال ١٣٣٢ ‏در روستای علی‌آباد زنجان به دنیا آمد. اولین فرزند خانواده بود.علی‌آباد آن روزها مدرسه‌ای نداشت و علی کوچک با شوق آموختن نزد کربلایی جعفر رفت که سواد ابتدایی را می‌آموخت. تا پایان دوره‌ ابتدایی درس خواند و چون ادامه تحصیل میسر نبود به همراه پدر مشغول کشاورزی شد، گرچه شوق دانستن و آموختن همچنان با او بود.

در جمع خانواده فردی صمیمی و با گذشت بود و با خواهر و چهار برادر کوچکترش رفتاری شایسته داشت. نوزده ساله بود که با دختری از اهالی روستا در مراسمی ساده ازدواج کرد و مدت کوتاهی از زندگی مشترک‌شان نگذشته بود که به خدمت سربازی فرا خوانده شد.

در محل خدمت نیروی هوایی چتربازی را یاد گرفت، تمرینات شدید روزانه و سخت‌گیری‌های افسران و درجه‌داران نتوانست بر ایمان او تاثیری داشته باشد و او در میان تمامی این مشکلات، بدون سحری روزه می‌گرفت و فرایض دینی‌اش را به جا می‌آورد.

دوران انقلاب

با آغاز نخستین حرکت‌های مردمی، میرزاعلی با آگاهی سیاسی‌ای که نتیجه مطالعه و شرکت در جلسات و سخنرانی‌ها بود، به صف مخالفین رژیم شاه پیوست.پس از پیروزی انقلاب نیز با حضور مدام در مساجد و پایگاه‌ها به اسلام خدمت می‌کرد.۵۷۵۵۳۸۶۹

دوران پس از پیروزی انقلاب

با تاسیس سپاه به طور رسمی وارد این نهاد شد.اوایل در پست نگهبانی انجام وظیفه می‌کرد اما قدرت بدنی، چابکی، مهارت مدیریت و هوش ذاتی او به همراه توانایی‌هایی که کسب کرده بود، سبب شد به سوعت رده‌های سپاه را طی کند.

با آغاز حوادث کردستان به این منطقه اعزام شد و در مناطق بانه، تکاب، سردشت و سنندج با ضد انقلابیون مبارزه کرد. با شروع جنگ تحمیلی، جزو اولین گروه‌های سپاه به جبهه اعزام شد. در طول جنگ سه بار زخمی شد. بار اول در منطقه دارخوئین بر اثر انفجار خمپاره آسیب دید و برای مداوا به ماهشهر و بعد به زنجان منتقل شد. به دلیل جراحات وارده مدتی به عنوان مسئول سپاه به قیدار فرستاده شد و بعد از مدتی دوباره به جبهه برگشت.

دوران هشت سال دفاع‌مقدس

بیشتر روزهایش در جبهه سپری می‌شد و هر وقت که به زنجان برمی‌گشت زمان زیادی را در مسجد می‌گذراند. ایام محرم به روستای زادگاهش می‌رفت و به فعالیت‌های مذهبی و تبلیغی می‌پرداخت‌. در خانه‌ی پدری‌اش ساکن بود، خانه‌ای که آرامش خاصی داشت. پیوسته در جبهه بود حتی هنگام تولد فرزندش حضور نداشت. به دلیل حضور همیشگی او درمناطق عملیاتی اغلب هم رزمانش تصور می‌کردند او مجرد است.

میرزاعلی رستم‌خانی در عملیات حصر آبادان جاشین فرمانده‌ی گردان شد و پس از مدتی نیروهای سپاه سازماندهی شدند و تیپ علی بن ابیطالب (ع) تکمیل شد و او فرماندهی یکی ازگردان‌های این تیپ به نام گردان امام محمد تقی (ع) را بر عهده ‏گرفت.

همواره در خط مقدم بود و هر گاه از او می‌خواستند به عنوان فرمانده ‏به خط مقدم نرود می‌گفت: به فرمان امام فرماندهان باید در خط مقدم باشند. رستم‌خانی در عملیات رمضان دلاوری‌های زیادی از خود نشان داد و از ناحیه دست، بازو و پا مجروح شد. در زمان مجروحیت فرمانده‌اش، مهدی زین الدین به ملاقاتش رفت و به او گفت:´ تو باید امام جماعت باشی چرا که یک قدم از ما به خدا نزدیکتر شده‌ای.

یکی از همرزمان وی می‌گوید:‏خبردارشدیم دشمن قصد حمله دارد. از مهمات و تجهیزات فقط یک قبضه توپ ویک خودروی زرهی داشتیم. رستم خانی دستور داد توپ را به ماشین ببندیم و تا صبح حرکت کنیم. توپ که با ماشین کشیده می‌شد صدای حرکت تانک می‌داد، عراقی‌ها آن شب جرات نکردند حمله کنند.

رستم‌خانی همواره با جسارت خاصی از عملیات تک نفره پیش قدم بود. انگار او هیچ وقت از هیچ چیز نمی‌ترسید، یک تنه میان عراقی‌ها می‌رفت و موقعیت‌ها را شاسایی می‌کرد. مرد ‏نترسی که یک تنه به پل دشمن می‌زد پشت جبهه مرد دل رحمی بود که از اشک یتیمان به گریه می‌افتاد.ساده زیستی و کمک به محرومان و رسیدگی به خانواده‌های بی سرپرست از ویزگی‌های بارز او بود.

در محاصره دشمن

در سال ۱۳۶۲ ‏راهی خانه‌ خدا شد. پس از بازگشت به ساده‌ترین شکل از میهمانانش پذیرایی کرد و گفت: من یک رزمنده‌ام و ضیافت رزمنده این است.

تا عملیات والفجر مقدماتی فرمانده‌ی گردان امام محمد تقی (ع) از لشکر علی بن ابیطالب بود. سپس به لشکر ٣١ ‏عاشورا منتقل شد و به سمت جانشین محور تیپ منصوب شد. یکی از همرزمانش می‌گوید: در منطقه استقرار ما زمین ناهمواری بود.به این دلیل تعدادی تخت خواب برای ما فرستادند.حاج میرزاعلی رستم‌خانی آنها را بین بچه ها تقسیم کرد، تختی برای خودش نماند کفش‌هایش را زیر سرش گذاشت و خوابید.

اسارت را نمی‌پسندید و بالاترین آرزویش شهادت بود. وسرانجام به آرزویش رسید. چون تمام همرزمانش به شهادت رسیدند، اطلاعات چندانی در مورد نحوه ی شهادتش بازگو نشده است. آنچه ذکر شده این است که در منطقه شرق دجله – عملیات بدر قرار بود نیروهای عمل کننده از چند نقطه حرکت کنند تا  به هم برسند و حمله را آغاز کنند، اما حمله لو رفت و آنها نتوانستند به موقع به محل برسند. نیروهای تحت امر میرزاعلی رستمخانی بدون نیروی کمکی و پشتیبانی به محل رسیده بودند و در نهایت به محاصره دشمن در آمدند.

‏۲۶ اسفند ماه بود. هنگام ظهر وضو گرفته و نماز خواندند و با تمام توان مبارزه ‏کردند تا همه به شهادت رسیدند. شهادتش چنان برای دشمن مهم بود که خبرش را بارها در اخبار و روزنامه اعلام کردند .

آتش سنگین دشمن توان حرکت را از همه گرفته بود.گرد و غبار همه جا را پر کرده بود و دود آتش سیاهی شب را مهمان روز کرده بود. چشمم به صورت خسته اما آرام حاجی افتاد. چشم‌هایش از بی‌خوابی سرخ شده بود و صورتش را گرد و غبار گرفته بود آتش یک لحظه امان نمی‌داد. هرکس دنبال جان پناهی بود که پناه بگیرد. حاجی یکی دفعه از جایش بلند شد و سر پا ایستاد مقابل تیرها و ترکش‌ها،اصرارکردم که حاجی چرا ایستاده‌ای؟ ‏حاجی بنشین گوش نداد. شدت آتش که کم شد گفتم: حاجی این چه کاری بود؟! نگاهم کرد و سرش را پایین انداخت. با صدای گرفته گفت: ´´یک لحظه فکر کردم شدت آتش می‌خواهد عزمم را بشکند و روحیه‌ام را نابود کند. فکر کردم هدف این تیرها ها و ترکش ها نه تن من ، بلکه اعتقادات من است، ایستادم تا شکستش دهم .

کتاب «شراره‌های خورشید» رونمایی می‌شود

با محوریت شخصیت شهید همت و کارنامه عملیاتی لشگر ۲۷ محمد رسول الله (ص)؛۵۷۵۵۳۵۶۸

کتاب شراره‌های خورشید» نوشته مشترک گلعلی بابایی و حسین بهزاد، با محوریت شخصیت شهید همت و کارنامه عملیاتی لشگر ۲۷ محمد رسول الله روز سه شنبه ۲۸ شهریور رونمایی می شود.

به گزارشایثارخبر،«شراره‌های خورشید» مجموعه رویدادهای متنوعی از کارنامه عملیاتی لشکر ۲۷ محمدرسول‌الله(ص)، طی چهارماهه‌ پایانی سال ۱۳۶۲ را در بر می‌گیرد. در این اثر، حوادث و ماجراهای شگفت‌انگیزی از تاریخچه‌ لشکر ۲۷ محمدرسول‌الله‌(ص) و واپسین ماه‌های حیات دنیوی فرمانده پرآوازه‌ آن، شهید محمد ابراهیم همت درج شده که عمده‌ آنها از جمله مهم‌ترین ناگفته‌های دوران دفاع مقدس بوده و برای اولین بار چاپ می‌شود.

مراسم رونمایی این کتاب هفتمین برنامه رونمایی از کتاب‌های نشر ۲۷ بعثت خواهد بود که برای برگزاری آن از وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، سرداران یزدی، ریوندی، ذوالقدر، کاظمینی، احسان حسنی، نادرطالب زاده، فرزندان وبرادر شهیدهمت، برادر جاوید الاثر احمد متوسلیان، فرزندان شهید حسین همدانی و سردارخضرایی مدیرعامل موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس دعوت شده است.

بازه‌ زمانی وقایع مندرج در این کتاب، از فردای خاتمه‌ عملیات والفجر۴ در جبهه‌ مریوان‌ – پنجوین شروع می‌شود و در سی امین روز اسفند سال ۱۳۶۲ و آخرین روزهای عملیات آبی – خاکی خیبر پایان پیدا می کند.

مراسم رونمایی از این کتاب روز سه شنبه ۲۸ شهریور از ساعت ۱۷ تا ۱۹ در تالار سوره حوزه هنری واقع در تقاطع خیابان سمیه و حافظ برگزار می‌شود.

منبع:ایسنا

مراسم تشییع پیکر شهید حسن جنگجو فردا برگزار می‌شود

مراسم تشییع پیکر شهید حسن جنگجو معروف به شهید فهمیده آذربایجان، روز چهارشنبه ۱۵ شهریور در تبریز برگزار خواهد شد.۵۷۵۵۰۲۹۸

به گزارشایثارخبر،  پیکر مطهر شهید جنگجو امروز ساعت ۹ صبح در فرودگاه بین‌المللی تبریز در سالن حجاج مورد استقبال مردم شهیدپرور تبریز قرار گرفت.

مراسم وداع با پیکر این شهید امروز سه‌شنبه،  ۱۴ شهریور، بعد از نماز مغرب و عشا در مسجد شهید شمعچیان – خیابان عباسی بالاتر از توانیر برگزار خواهد شد.

همچنین مراسم بزرگداشت اشخید جنگجو روز پنج‌شنبه ۱۶ شهریور از ساعت ۱۷:۳۰ تا ۱۹:۳۰ در مسجد شهید شمعچیان- خیابان عباسی بالاتر از توانیر در تبریز برگزار می‌شود.

عکسی که چهره این شهید را برای همیشه در ذهن ایرانی ها ماندگار کرد در سال ۵۹ توسط “آلفرد یعقوب‌زاده” گرفته شده است.

منبع:ایسنا